مزد، بهره‌‌وری و چانه‌زنی.. از مثال همیشگی کتاب‌های درسی شروع کنیم

مزد، بهره‌‌وری و چانه‌زنی

دوستان خواستند این را بیش‌تر توضیح بدهم «بازده نهایی کارگر فقط «سقف» تمایل به پرداخت بنگاه را تعیین می‌‌کند ولی به علت اصطکاک‌های مختلف، مزد کارگر می‌تواند خیلی کم‌تر از آن باشد». از مثال همیشگی کتاب‌های درسی شروع کنیم. فرض کنیم یک زمین کشاورزی داریم، اول یک کارگر، بعد دو کارگر، بعد سه و الخ اضافه می‌کنیم. هر کارگری که به جمع اضافه می‌شود مقداری به محصول اضافه می‌کند ولی «مشتق» اضافه‌کردنش نزولی است، ما کارگران را تا جایی اضافه می‌کنیم که نقش آخرین کارگر در اضافه کردن محصول برابر با مزد رایج کارگر در آن روستا باشد. این مدل هم «تعداد» (تقاضای نیروی کار) و هم «مزد» کارگر را توضیح می‌دهد. چرا این مدل این‌جا کار می‌کند؟ یک دلیلش این است که نیروی کار می‌تواند به صورت کمابیش پیوسته و بدون سقف به مزرعه بپیوند.

حالا از مزرعه به شهر برویم. دو مثال از بین هزاران مثال موجود را در نظر بگیریم: هواپیمای مسافربری و دست‌یار (منشی) پزشک. یک طیاره را در نظر بگیرید که خلبان ندارد و بهره‌وری‌اش در آن لحظه صفر است. ما یک خلبان به طیاره اضافه می‌‌کنیم و ناگهان می‌توانیم سیصد نفر را جا به جا کنیم و مثلا از هر مسافر ۵۰ دلار سود کنیم. «بهره‌وری نهایی» خلبان خیلی زیاد است چون اگر تفاضل خروجی «با و بدون» خلبان را بگیریم به عدد چند ده هزار دلار می‌رسیم. خلبان دوم (کمک) را هم اضافه می‌کنیم و خوب است. بهره‌وری نهایی خلبان سوم ولی نزدیک به صفر است.

همین مثال را در مطب دکتر ببینید. فرض کنید دکتر بدون یک دست‌یار نمی‌تواند هیچ کاری بکند. ما یک دست‌یار به تابع تولید پزشک اضافه می‌کنیم و سود پزشک ناگهان از صفر به ۲۰ میلیون در ماه می‌رسد. باز هم «بهره‌وری نهایی» دست‌یار پزشک ۲۰ میلیون بوده چون بدون او سود صفر می‌شد. البته بهره‌وری نهایی خود دکتر هم ۲۰ میلیون است، چون بدون دکتر هم مطبی برقرار نبود. از آن طرف مثلا بهره‌وری نهایی کسی که در مطب چای سرو می‌کند یا مدیریت رابطه با مشتری (CRM) را بر عهده دارد ۲۰ میلیون نیست چون بدون آن‌‌ها هم عملیات برقرار می‌شد ولی با حضور این افراد، سود حتی از حالت قبل هم بیش‌تر می‌شود.

مثال خلبان و مطب دکتر در واقع نوع دیگری از فرآیند تولید است که به خاطر محدودیت‌‌های دیگر، تعداد نیروی کار به جایی نمی‌رسد که رابطه «مزد = بهره‌وری نهایی» برقرار باشد. البته این رابطه هم‌چنان «سقف» دست‌مزد را تعیین می‌کند (چون بنگاه عاقل و آزادی کارگری که بهره‌وری نهایی‌اش بیش از مزدش باشد را استخدام نمی‌کند)، ولی خروجی واقعی دست‌مزد به یک فرآیند چانه‌زنی واگذار می‌شود. در اثر ترکیب تخصص پزشک و دست‌یار یک مازاد اجتماعی (Surplus) بزرگ ۲۰ میلون‌ تومانی ایجاد شده است که بدون حضور هیچ کدام از آنان تولید نمی‌شد. حال این ۲۰ میلیون باید بین این دو نفر تقسیم شود. این که ۲۰ میلیون چه طور تقسیم می‌شود به عوامل مختلفی بستگی دارد که تجمیع آن‌ها در یک مدل فروکاسته می‌شود «قدرت چانه‌زنی طرفین». می‌توان حدس زد که به دلایل مختلف در بیش‌تر جوامع قدرت چانه‌زنی دکتر خیلی بیش‌تر از دست‌یار است! دست‌یار اگر تهدید کند که از رابطه خارج می‌شود، دکتر فورا یک نفر دیگر را پیدا می‌کند ولی برعکس آن ساده نیست.

در نتیجه خروجی چانه‌زنی ممکن است به مزد ۱۹ میلیونی برای دکتر و مزد یک میلیونی برای دست‌یار منجر شود. ولی اگر دست‌یارها اتحادیه داشته باشند و در نتیجه هزینه جست و جوی (Search Cost) یافتن دست‌یار جدید برای دکتر بالا برود و قدرت چانه‌زنی دست‌یار زیاد شود، ممکن است دکتر به پرداخت مزد دو میلیونی هم راضی شود. اگر دست‌یار خارجی باشد و دکتر باید برایش اجازه کار بگیرد (مثلا در دوبی)، باز قدرت چانه‌زنی دکتر بالا می‌رود و مزد دست‌یار ممکن است ۷۰۰ هزار تومان بشود و الخ. به هر حال می‌بینید که در نتیجه عوامل نهادی و ساختاری، در داخل همان تابع تولید، میزان تقسیم منافع و مازاد بین طرفین متفاوت می‌شود.

این‌جا نظریه اقتصاد به ما عینک نظری می‌دهد. می‌گوید اگر در مورد مزرعه صحبت می‌کنیم، تعیین حداقل دست‌مزد ممکن است باعث شود مزرعه‌ها کارگر کم‌تری استخدام کنند یا سطح کم‌تری از زمین‌ها زیر کشت برود یا حتی تمایل به جای‌گزینی کارگر با تراکتور زیاد شود. ولی اگر در مورد مطب دکتر (مثالی از صدها نوع شغل دیگر) صحبت می‌کنیم، حداقل دست‌مزد برای دست‌یار ممکن است تاثیر چندانی در تقاضای نیروی کار نداشته باشد و فقط توزیع منافع را عوض کند. مهم این است که به عنوان اقتصاددان با چشم باز نگاه کنیم و یک چارچوب ساده را برای توضیح همه موقعیت‌ها به کار نبریم.

نموداری که در بالا (در رابطه با قطع شدن رابطه دست‌مزد نیروی کار با بهره‌وری‌اش) ارسال شد بی‌ربط به این بحث نیست ولی جزییات و دلایلش نیاز به بحث مفصل دارد.


تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi