در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
تخمین سرانگشتی از یارانه کل انرژی.. آیا یکی از ما جایی خطا کرده است؟
تخمین سرانگشتی از یارانه کل انرژی
دوستان زیادی پرسیدند که چه طور بنده به عدد ۱۲۰ هزار تومان در ماه رسیدهام و آقای دکتر پدرام سلطانی در تویتی مدعی یک میلیون و دویست هزار تومان یارانه انرژی - یعنی ده برابر تخمین ما - شدهاند. آیا یکی از ما جایی خطا کرده است؟
پاسخ این است که نه لزوما ! و این دو عدد حداقل در تقریب درجه اول و در مقیاس (Order of Magnitude) با هم سازگار هستند. تخمین بنده روی یارانه «بنزین» بود و تویت دکتر سلطانی روی یارانه «کل انرژی». توضیحات بیشتری بدهم که تفاوتها را روشنتر کند.
۱) در این مطلبی که چند وقت پیش نوشتم، نمودار انرژی کشور را بررسی کردم. به طور خلاصه مصرف بنزین کشور حدود نیم میلیون بشکه نفت در روز و مصرف کل انرژی «اولیه» کشور معادل حدود ۷.۵ میلیون بشکه نفت است که چیزی حدود ۱۵ برابر مصرف بنزین است. مصرف نهایی انرژی حدود ۳/۲ میلیون بشکه در روز (یعنی شش برابر بنزین) است که یعنی حدود ۵۰ درصد انرژی اولیه (عمدتا گاز طبیعی) در تبدیل به انرژی نهایی از بین میرود.
https://t.me/hamedghoddusi/343
۲) علاوه بر بنزین، دو حامل دیگری که اصل انرژی مصرفی کشور را میسازند یعنی «گاز طبیعی» و دیگری «گازوييل» است. گازوییل عمدتا در بخش حمل و نقل عمومی و باری و تا حدی هم کشاورزی استفاده میشود ولی گاز در دو شکل اصلی تبدیل به برق در نیروگاهها و تولید حرارت در ساختمانها مصرف دارد.
۳) چرا من بر خلاف سلطانی وارد یارانه بقیه حاملها نشدم؟ یک دلیل اصلیاش این است که ارزش بازاری (تعادلی) یارانه گاز طبیعی بر خلاف بنزین آنقدر روشن نیست. بنزین کالایی است با بازار فعال جهانی و قیمت خیلی روشن که کمابیش در سراسر دنیا یکی است، در نتیجه هزینه فرصت یارانه بنزین خیلی روشن است.
۴) به دلیل فنی و اقتصادی و نهادی، گاز طبیعی چنین بازار یکپارچه جهانی ندارد چون عمدتا به صورت محلی و بر اساس قراردادهای دوجانبه و روی خط لوله فروخته میشود. صنعت فشردهسازی و مایعسازی گاز برای صادرات در مقیاس بالا هنوز آن قدر بزرگ نشده است. در نتیجه قیمتهای منطقهای گاز میتوان در ژاپن و ایران و آمریکا تفاوت چند برابری داشته باشد.
۵) گاز یک پیچیدگی دیگر هم دارد: علاوه بر این که قیمتش شفاف نیست و معلوم نیست چه هزینه فرصتی را برای محاسبه یارانه پنهان آن در نظر گرفت، میزان صادراتش هم خیلی روشن نیست. یعنی بر خلاف بنزین که هر لیتر آن در سراسر مرز ایران خریدار دارد، گاز طبیعی بازار صادراتی خیلی بدیهی ندارد.
۶) تخمین یارانه گاز یک پیچیدگی دیگر هم دارد: علاوه بر مصرف در نیروگاهها و حرارت ساختمانها، به عنوان خوراک (Feedstock) در واحدهای پتروشیمی استفاده میشود. اینجا یارانه گاز دیگر به «مردم» و مصرفکنندگان تعلق نمیگیرد و رانتی است که به برخی بنگاهها میرسد.
۷) جمعبندی: در مورد اندازه یارانه بنزین و گازوییل تقریبا اختلافی نیست. در مورد یارانههای گاز طبیعی و برق به دلایلی که در پیش گفته شد، ممکن است تفاوتهای جدی در تخمین به وجود بیاید. به هر حال در تخمین دست پایین، مصرف انرژی کشور در بخش نهایی حدود شش برابر و در بخش اولیه حدود ۱۵ برابر بنزین است.
اگر فرض کنیم که اندازه یارانه در بقیه حاملها کمابیش به اندازه بنزین است (که خود این فرض را میشود با تفصیل بیشتری نقد کرد)، در این صورت با شروع از عدد ۱۲۰ هزار تومان در ماه به محدوده ای بین ۷۲۰ هزار تومان و یک و نیم میلیون تومان در ماه برای «کل یارانه انرژی» میرسیم.
@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi