🔗رقابتهای ژئوپلیتیکی تأثیرگذار بر ضلع جنوب‌شرقی ایران بزرگ و عملکرد. حکومت قاجار

#بخشی_از_مقاله

🔗رقابتهاي ژئوپليتيكي تأثيرگذار بر ضلع جنوب‌شرقي ايرانِ بزرگ و عملكرد
حكومت قاجار

بخش اول

دره میرحیدر
عمران راستی

...قرن نوزدهم در تاریخ سرزمین ایران، قرن تجزیه ایران بزرگ شناخته می‌شود. در این قرن بسیاری از سرزمین‌های تاریخی ایران به طور رسمی و در چارچوب عهدنامه‌ها و حکمیت‌های مرزی از ایران جدا شد که بخش عمده‌ی این تجزیه در جناح‌های شمالی، شرقی و جنوب شرقی صورت گرفت. پژوهشگران و نویسندگان تاریخی و غیر تاریخی هر یک از زاویه‌ای این مسئله را مورد تحلیل قرار داده‌اند و نقش یک یا چند عامل را در این جریان مهم دانسته‌اند. در این پژوهش برآنیم تا ضمن مورد کنکاش قرار دادن عوامل مؤثر در این روند، به ارزیابی عملکرد حکومت قاجار در قبال ظرف فضایی جنوب شرق و رقابت‌های ژئوپلیتیکی تأثیرگذار بر آن بپردازیم. فضای رقابت‌های استعماری بر رقابت‌های ژئوپلیتیکی قرن نوزدهم و از جمله بازی بزرگ نیز مستولی بود با این تفاوت که انقلاب صنعتی قرن هجدهم و پیشرفت‌های تکنولوژیکی و نظامی ناشی از آن بر شدت و حدت این رقابت‌ها افزوده بود. در چنین فضایی هریک از قدرت‌های استعماری و از جمله مهمترین آن‌ها، یعنی روسیه و بریتانیا به توسعه‌ی ارضی و گسترش نفوذ خود مشغول بودند و به قلمروهای ژئوپلیتیکی یکدیگر نزدیکتر می‌شدند. در اواخر دهه ی ۱۹۲۰ مناطق حائل بین روسیه و هندوستان، ازجمله ایران بزرگ و آسیای مرکزی، صحنه رقابت دو قدرت گردیدند. مهمترین اهداف روسیه در این مناطق، ضربه‌زدن به بریتانیا از راه هندوستان، توسعه ی نفوذ سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی روسیه در این مناطق و دستیابی به آب‌های گرم بود. بریتانیا نیز در راستای این رقابت اهدافی چون حفاظت از هندوستان، بسط دامنه‌ی نفوذ و برخی اهداف سیاسی و اقتصادی را در این مناطق دنبال می کرد. موقعیت جغرافیایی و جغرافیای طبیعی و انسانی جنوب شرق ایران نیز زمینه‌های مناسبی برای رقابت و تأثیرگذاری قدرت‌ها و به خصوص بریتانیا (با توجه به نزدیکی جنوب شرق به هندوستان) فراهم کرده بود. از یک سو موقعیت حاشیه‌ای جنوب شرق ایران نسبت به دیگر مناطق ایران و از سوی دیگر محدودیت‌های جغرافیایی از جمله شرایط نامساعد اقلیمی و آب وهوایی، وجود بیابان‌های خشک و غیرقابل کشت، بادهای سوزان و ماسه‌های روان و قرارگیری برخی از عارضه‌هایی طبیعی، ارتباط آن را با سایر مناطق ایران و حکومت مرکزی تحت‌الشعاع قرار داده بود. در عوض این منطقه از کشور که در بین مناطق مختلف بیشترین فاصله را از مرکز داشت، از سمت شرق همجوار با هندوستانی بود که در دوران قرن ۱۹ روزبه‌روز سلطه بریتانیا بر آن تکمیل‌تر می گشت. انگلیسی‌ها با مطالعه تاریخ دریافته بودند که ضلع شمال غربی هند همواره از سوی مهاجمان و فاتحانی که از شرق و جنوب شرق ایران به هند تاخته‌اند، آسیب پذیر بوده است. بنابراین بریتانیایی‌ها در معادلات ژئوپلیتیکی خود جایگاه ویژه‌ای برای شرق و جنوب شرق ایران قائل شدند و سناریوهایی را متناسب با اهدافشان برای این مناطق تدوین و به اجرا گذاشتند. جنوب شرق ایران همچنین با ارتباطش به آب‌های گرم در ضلع جنوبی یکی از مناطق هدف روسیه نیز به شمار می رفت و روسیه نیز نمی‌توانست نسبت به این منطقه
بی تفاوت باشد. تمایزات جغرافیای انسانی این خطه با پیکره‌ی اصلی سرزمین ایران نیز از دیگر بسترهای مناسب برای رقابت قدرت‌ها بود. از جمله اين تمايزات مي‌توان به تفاوت‌هاي مذهبي، زباني،قومي و ساختار اجتماعي ـ فرهنگي حـاكم بر جنوب شرقِ ايران بزرگ اشاره كرد كه گاه قدرت‌ها و برخي بازيگران جهاني ـ محلّي از اين تفاوت‌هـا در جهـت آمـال ژئوپليتيكي و سياسي خود بهره‌برداري مي‌كردند.
ابزار انحصاري و مشروع حاكميت، حكومت‌ها را قادر ساخته تا به‌عنوان مهمترين بازيگر در سطح ملّي و محلّـي بـه ايفاي نقش بپردازند. البتّه همه حكومت‌ها حتّي در دوران مدرن در بـه‌كـارگيري ايـن ابـزار و اعمـال حاكميـت عملكـرد يكساني نداشته‌اند، به طوريكه برخي نتوانسته‌اند بر تمام قلمرو خويش اعمال حاكميت نمايند. خلأهاي حاكميتي حكومت در يك قسمت از سرزمين، زمينه و بستر مناسبي را براي رقابت قدرت‌ها در سطوح مختلف فراهم مـي‌كنـد. حكومـت بـا عملكرد صحيح خود در قبال ظرف فضايي و بازيگران جهاني، منطقه‌اي و محلّي مي‌تواند رقابت‌هاي ژئوپليتيكي تأثيرگذار بر آن را مديريت كند. در كوران رقابت‌هاي ژئوپليتيكي قرن نوزدهم و ابتداي قرن بيستم اين حكومت قاجاري بود كه بـا همه ضعف‌هاي ساختاري و عملكردي‌اش مي‌بايست به ايفاي چنين نقشي در قبال جنوب‌شرقي ايران بزرگ بپردازد...

منبع: فصلنامه پژوهش‌های جغرافیای انسانی

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics