بررسی تهدیدات جدید آمریکا و راهکاری مقابله با آن.. بخش اول.. حسین کبریائی زاده

بررسی تهدیدات جدید آمریکا و راهکاری مقابله با آن

بخش اول

حسین کبریائی زاده

سیاست‌های ایالات متحده نسبت به ایران در مقاطع مختلف ضمن برخورداری از یکدستگی در پیگیری منافع ویژگی‌های متفاوتی هم در هر دوره داشته است چه پیش از جنگ جهانی دوم که کوشید در زمین ایران به‌عنوان نیروی سوم دربرابر شوروی و انگلستان مطرح شود و چه در دوره تثبیت قدرت پهلوی دوم که عملاً نزدیکی روابط به حدی بود که سطح روابط دو کشور به هم‌پیمانی استراتژیک ارتقا یافت و یا در دوره پرتلاطم انقلاب اسلامی که دوران تقابل دو کشور جدی و پرمخاطره گردید و طیفی از الگوها از مجازات بدون تعامل، تعامل ستیزه‌جویانه و تغییر بنیادین در دستورکار آمریکا قرارگرفت؛ اما اینک در عصر ترامپ ذات تقابل برکس ادوار دیگر که بیشتر ایدئولوژیک بود اینبار تضاد جدی منافع در منطقه ذات مواجهه را تشکیل داده است.

دراین‌میان آنچه برای آمریکا اهمیت دارد معقول بودن هزینه و فایده اقدامات و سیاست‌هاست؛ لذا ترامپ برجام را از این نظر مطلوب نمی‌داند، چون برجام نمی‌تواند منافع آمریکا را در منطقه سرشار از فرصت غرب آسیا تأمین کند، برجام توانست تنش‌زدایی مطلوبی برای ایران به ارمغان آورد و ازاین‌جهت پتانسیل‌های نهفته تهران را در مدت‌کوتاهی به ضرر این کشور و متحدانش آزاد کند. هرچند مبارزه با تروریسم به‌واسطه کمک‌های ایران دچار جهش چشمگیر شد؛ اما غرب بیم آن دارد بعد از بحران سوریه حزب‌الله دیگری در بلندی‌های جولان شکل گیرد و به‌راستی هلال شیعی منطقه را تسخیر کند، این درحالی است که همفکران آمریکا توان مقابله با غول رها شده از چراغ جادو را ندارند و برجام وزن استراتژیک این کشورها در منطقه را تقلیل داده است.

بنابراین برای بازگرداندن شرایط نیاز هست که حتی‌المقدور برجام بی‌اعتبار شود و همزمان می توان با استفاده از ابزارهایی مثل تحریم و تهدید برجام‌های دیگری در حوزه‌های موشکی در وهله نخست و سپس حقوق بشری در فاز بعد ایجاد کرد تا انرژی زایدالوصف ایران مهار شود.

در حوزه موشکی و سیاست‌های دفاعی ایران ایده آمریکا برای کاهش هزینه‌های اقدام، بهره‌گیری از متحدان منطقه‌ای درحالی است که در حوزه حقوق بشر به‌راحتی واشینگتن می‌تواند همکاری هم‌نژادان اروپایی خود را جلب کنند.
دراین‌بین، با توجه به نقش تحریم در سیاست خارجی آمریکا به‌عنوان مهم‌ترین جایگزین حملات نظامی در سیاست خارجی آمریکا پس از دوران جنگ سرد راهبردهای متفاوتی فراروی ایران قرار خواهد گرفت، ولی روح یکسانی بر آنها حاکم است ابزار آن نیز مشابه است فشار مستمر و چندجانبه با تهدید به تقابل اعراب و ایران ازیک‌سو و فشار اقتصادی با ابزار تحریم ازطرف امریکا و همچنین سرمایه‌گذاری بر تغییر نظام فرمول آزموده شده و کم هزینه‌ای است که هم تسلیحات آمریکایی را به فروش می‌رساند هم ایران را درگیر بازی‌های جدید و متوالی می‌کند.

بازی با کارت تحریم برای آمریکا کم ریسک است هزینه معقولی برای آمریکا دارد، این درحالی است که تهران هزینه بسیاری را هم برای تحریم و هم برای تقابل به همسایگان باید پرداخت کند. امری که باعث می‌شود توان ایران در مواجهه با سلسله بحران‌ها پیش‌بینی شده تضعیف و درنهایت پروژه تغییر نظام، ایران را از نقش‌آفرینی منطقه‌ای باز داشته به مرزهای داخلی مشغول کند.

در این مرحله حفظ ساختار تحریم‌ها بسیار پر اهمیت است ساختارهایی که از سال 2006 با همکاری نهادهای بین‌المللی و بازیگرانی چون اروپا قدرت مهارکنندگی بالایی یافته است. ازسوی‌دیگر، مشروعیت این تحریم‌ها، فراگیری و مداومت آن می‌تواند در بازی‌های جدید غیرهسته‌ای حفظ، ابقا و حتی پرقدرت‌تر از قبل شود. درمجموع با این شرایط زمینه‌های بن‌‌بست استراتژیکی برای جمهوری اسلامی شکل می‌گیرد که محتوای آن دوگانه نقض برجام و بیدار شدن تحریم‌ها و یا تسلیم و تحقیر است.

واضح است که در این طرح یک نظام هماهنگ از چشم‌اندازها، مأموریت‌ها، راهبردها، سیاست‌ها و برنامه و نقش‌های عملیاتی برای کلیتی متشکل از نهادهای بین‌المللی، بازیگران فرامنطقه‌ای، متحدان منطقه‌ای همفکر، بازیگران غیردولتی و البته اپوزیسیون و گروه‌های معاند داخلی ایران وجود دارد تا در یک زنجیره‌ای از کنش‌ها و واکنش‌های استراتژیک ایران وارد یک چرخه فرسایشی شود.

فارین پالیسی به تازگی از سیاست خارجی ترامپ انتقاد کرده و راهنمای تصمیم‌سازی در این عرصه را کیف پول او می‌داند. اقتصادگرایی مفرط در سیاست خارجی شرایط را برای اقدام متقابل راحت می‌کند، ایران برای مقابله با تهدیدات جدید نیاز دارد از همان تاکتیک واشینگتن بهره ببرد، یعنی هزینه‌های اقدام آمریکا علیه تهران را افزایش دهد.

بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics