پیش از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، کشورهای حاشیه خلیج فارس دوستان حرف شنوی ایران بودند ولی پس از انقلاب به دلیل ایران هراسی که از سوی اسرا

پیش از انقلاب اسلامی 1357، کشورهای حاشیه خلیج فارس دوستان حرف شنوی ایران بودند ولی پس از انقلاب به دلیل ایران هراسی که از سوی اسرائیلی ها و امریکایی ها دامن زده شد به سوی عربستان سعودی گرایش پیدا کردند بر علیه منافع ملی ایران. در خلیج فارس تنها کشوری که همچنان روابط دوستانه خود را با ما ادامه داده و می دهد عمان است بر اساس تشخیص خود از منافع امنیتی و ملی خودش از راه ایجاد موازنه های معقول میان ایران و خودش در ورای خواست های شورای همکاری خلیج فارس. از این روی باید به دنبال تجدید حیات موازنه های سیاسی و استراتژیک با عربستان سعودی باشیم.

پریتنس Pretense خطرناک تر است
وزیر خارجه آل سعود، عادل الجبیر در گفت و گویی با یک نشریه آلمانی روز اسفند ماه 1395 ادعا کرد که دولتش آماده اعزام واحد های نظامی تازه ای برای عملیات در سوریه است. با توجه به این حقیقت که عربستان سعودی ایجاد کننده و پرورش دهنده اصلی تروریزم اسلامی (طالبان - القاعده - داعش) است طبیعی است که این نیروهای سعودی در سوریه و عراق نمی توانند ماموریتی جز تقویت مواضع ضعیف شده داعش را داشته باشند و این استراتژی در مباحث ژئوپولیتیکی "وانمود کردن های" قدرتی Power Pretense خوانده می شود که تحریک کننده است و به سرعت می تواند عملی و سرایت کننده باشد و بسیار خطرآفرین گردد. با توجه به این حقیقت که از دید مطالعات ژئوپولیتیکی پریتنس pretense اغلب خطرآفرین تر از پرکتیس practice است و از آنجا که وزیر خارجه آل سعود آشکارا هدف نظامی این طرح خود را به گونه هایی برای مقابله با ماموران نظامی صلح آفرین ایران قلمداد کرده است که به دعوت دولت رسمی سوریه از حاکمیت ملی آن کشور دفاع می کنند، واقعیت یافتن اقدام نظامی یاد شده از سوی دولت سعودی باید مداخله نظامیmilitary intervention فرض و اعلام شود که خلاف همه مقررات بین المللی است و علی الاصول باید ایران را وادار نماید که در گزارش مستندی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن بر شمردن خطرات ناشی از عملی شدن این بلوف زدن های نظامی سعودی، اخطار دهد که اگر سازمان ملل متحد راسا جلوی این گونه ماجراجویی های نظامی آل سعود را نگیرد، ایران را ناچار خواهد کرد تا در دفاع از امنیت خود در داخل خاک خود و در دفاع از امنیت کشورهایی که از آن تقاضای کمک برای دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود کرده اند، در اقدامی مشابه در برابر هر تعداد نظامی سعودی که وارد سوریه شود تعدادمشابهی از نظامیان خود را وارد آن کشور کند تا بتواند موازنه های ژئوپولیتیکی و ژئو- استراتژیکی موجود را در آن کشور جنگ زده حفظ نماید. موازنه های حیاتی ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی که مدتی است راه را برای نابودی تروریزم داعشی در سوریه و عراق هموار کرده و می کند. باید در این نامه رسمی به دبیر کل سازمان ملل متحد خاطر نشان کرد که حضور این نیروهای کمکی جدید ایرانی هم می تواند موازنه های ژئوپولیتیکی و ژئو- اسراتژیکی حیاتی موجود را حفظ کند و هم از کمک مهاجمان نظامی جدید سعودی به تروریزم تضعیف شده داعشی در آن مناطق جلوگیری نماید. در پی گیری همین اصل پریتنس است که در نوشته پیششین پیشنهاد کردم: آیا زمان آن نرسیده است که شما در نامه ای رسمی به شورای نمایندگان پنج به اضافه یک، موارد قطعی نقض آشکار برجام از سوی ایالات متحده امریکا را مستند ساخته و درخواست موافقت با معافیت ایران از ادامه تعهداتش تا حصول نتایج مرضی الطرفین از تجدید مذاکرات را بدهید؟ آیا حتی می توانید تصور کنید که چنین اقدامی تا چه اندازه می تواند اعتبار ژئوپولیتیکی کشور ما را در کنش ها و واکنش های سیاسی مربوط به آن برجام بدفرجام اعتلا داده و ما را مجددا در موضع بلوف زنی های بسیار ارزنده دیپلماتیک متکی بر اصول بازی های ژئوپولیتیکی قرار دهد؟ ... من به شما اطمینان می دهم که اگر این بازی را، با هدف "وانمود کردن های" ژئوپولیتیکی در زمینه لزوم بازگشت ایران به حق غنی سازی 20 در صدی، و به دور از مالیخولیای تسامحی و تساهلی، و با ورزیدگی های دیپلماتیک لازم انجام دهید، می توانید همه خواست های مشروع و قانونی و همه حق و حقوق ملی از دست رفته ما را برآورده سازید و طرف یاغی تعهد های برجام را وادار کنید که تعهدهایش را مو به مو اجرا کند. @p_mojtahedzadeh