مفهوم بقای قویتر survival of the fittest در اندیشه گزینش طبیعی natural selection از مجموعه نظریه تنازع بقاء و تکامل تدریجی evoluti

مفهوم بقای قویتر survival of the fittest در اندیشه گزینش طبیعی natural selection از مجموعه نظریه تنازع بقاء و تکامل تدریجی evolution داروین زمینه را برای رشد اندیشه جبر جغرافیایی هموار کرد و این ایده را که سرنوشت کشورها همانند سرنوشت مردمان در گرو حکم طبیعت است و طبیعت همیشه تابع قدرت است و از دست دادن قدرت موجب مرگ و نابودی است.
به این ترتیب، سیاست خارجی عبارت است از بکار گرفتن ابتکار برای مدیریت بهینه مناسبات جهانی و منطقه ای کشورها به منظور نتیجه گیری بهینه و موثر در پی گیری "منافع ملی" تعریف شده و سازمان یافته علمی آن کشور در ورای مرزهایش از راه ایجاد موازنه های حساب شده قدرتی (موازنه های سیاسی، دیپلماتیک، استراتژیک و اقتصادی) با دوستان در شکل تعامل و تعاون سازنده، و موازنه های استراتژیکی با دشمنان و رقیبان در شکل رقابت های سازنده جهت واقعیت بخشیدن به بازداری های موثر استراتژیکی.

موازنه های ژئوپولیتیکی عملی منطقه ای ایران
در پاسخ سوالی اینترنتی از یکی از ناظران مباحث ژئوپولیتیکی در سیاست خارجی اشاره کردم که متاسفانه گوش شنوایی در وزارت خارجه ما نیست که این واقعیت را شنیده و دریابد که پی گیری سیاست تسامح و تساهل که همه اصول حیاتی سیاست خارجی متکی بر زیربناهای ژئوپولیتیکی را درهم نوردیده است، همه مصالح استراتژیکی مربوط به تامین منافع ملی ما را در منطقه نابود کرده و ما را نسبت به رقیبان ترک و سعودی عقب نگاه داشته است. از آن بالاتر این که دولت های اخیر ما با پی گیری سیاست خارجی تسامح و تساهل کشور ما را به این روز وانفسا در منطقه نشانده اند که حتی دوستان؟ منطقه ای ما هم در مجامع بین المللی علیه ما رای می دهند. برای شما قطعا درد آور خواهد بود که اعلام کنم در سایه این سیاست خیانتکارانه تسامح و تساهل دولت های اخیر ما حتی در وظیفه خود نمی بینند که باید یک سیاست خارجی متکی بر زیربناهای ژئوپولیتیکی را پی ریزی کنند که در آن با نیروهای مسلح کشور در روابط خارجی هماهنگی های لازم را جهت شکل دادن جنبه های ژئواستراتژیکی زیربناهای ژئوپولیتیکی سیاست خارجی به عمل آورند.
شرایط کنونی رقابت های ژئوپولیتیکی که میان ایران و عربستان سعودی در خاورمیانه و خلیج فارس بروز کرده است، باید توجه ما را جلب این حقیقت کند که تاریخ به ما می گوید هر یک از دو کشور باید آنقدر نفوذ وزن ژئوپولیتیکی خود را بالا ببرد که نسبت به وزن ژئوپولیتیکی کشور مقابل برتری یابد و طرف مقابل را در اندیشه بازداری از سقوط موازنه ها، به فکر ترمیم موازنه ها اندازد تا یا از راه تعامل سازنده با رقیب و یا از راه رقابت استراتژیکی به فکر ایجاد موازنه های موثرتر برای رسیدن به صلح و آرامش شود. اگر به تاریخ نگاه کنیم می بینیم که کشورهای رقیب همیشه می خواهند از نظر نظامی قدرت خود را بر رقبان برتری دهند تا موازنه ایجاد کنند و به این موازنه استراتژیکی «دترنس» می گویند. کشورهای اروپایی که برای قرن ها با هم در جنگ و ستیز بودند هنگامی به صلح پایدار رسیدند که قویترین آنها (بریتانیا و فرانسه و روسیه) با دست رسی به سلاح هسته ای وارد دوران موازنه های پایدار شدند. در نگاهی به رقابت شوروی و آمریکا در دوره جنگ سرد متوجه می شویم که هر گاه که شوروی، برای مثال، دو بمب اتمی بر انبار سلاح های هسته ایش اضافه می کرد، ایالات متحده آمریکا می کوشید چهار بمب اتمی به انبار تسلیحات اتمی خودش اضافه کند تا در موازنه های ایجاد شونده "یک سر و گردن بالاتر" از رقیب باشد.
ما که امروز خواهی و نخواهی دچار رقابت های ژئوپولیتیکی با عربستان سعودی شده ایم ناگزیر از تلاش برای ایجاد موازنه و کسب برتری با آن قدرت منطقه ای باشیم. در خلیج فارس ایران روزی عربستان سعودی را هم در جمع تحت نفوذ های خود داشت و بعدها این موازنه ها را از دست داد. وامروز با دست زدن به تحرکات استراتژیک برای ایجاد موازنه ها و ابتکارت دیپلماتیک از نقطه قوی نه از نقطه ضعف باید نفوذمان را آنقدر قوی کنیم که در برابر نفوذ عربستان سعودی موازنه های موثری ایجاد شود. دست زدن به مانورهای نظامی در دریا و خشکی در منطقه ما کار خوبی است ولی اگر اعتراضی درستی به روش ناپسندیده شعاردادن های تحریک آمیز در معرفی تسلیحات موشکی داریم، باید این اعتراض ها را در حد همان بحث محدود سازیم و اجازه ندهیم که سبب بروز این استنباط خطرناک شود که ما به خود تسلیحات موشکی اعتراض داریم.