به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
رقابت ژئوپولیتیکی نه از راه تهدید کردن واقعیت مییابد و نه از راه خواهش و تمنا کردن در قالب پدیده یا برنامه سیاست خارجی حیرت انگیز
رقابت ژئوپولیتیکی نه از راه تهدید کردن واقعیت می یابد و نه از راه خواهش و تمنا کردن در قالب پدیده یا برنامه سیاست خارجی حیرت انگیزی که در دهه های 1380 و 1390 در ایران زیر عنوان "تسامح و تساهل" پی گیری شده است. رقابت ژئوپولیتیکی از راه تلاش متقابل قدرت های برای ایجاد موازنه های برتر نسبت به هم از راه ایجاد بازدارندگی می تواند سالم و صلح آمیز به ثمرات مطلوب رسد. در روابط خارجی بازدارندگی تابع اصل موازنه قوا است و از نظر علمی این بازدارندگی دو جنبه دارد که یکی جنبه سیاسی و دیگری نظامی دارد: جنبه سیاسی این گونه موازنه ها «دتانت- Détente» نام دارد که در اوج گیری رقابت های ژئوپولیتیکی "شرق و غرب" (شوروی و امریکا) در دهه 1970متداول شد و موثر افتاد: و جنبه نظامی آن موازنه ها را «دترنس – Deterrence» می خوانند. یعنی کشورهایی که با هم دوست یا رقیب هستند باید دست به اقداماتی زنند که میان آنها گونه ای از "بازدارندگی" مانع از به هم ریختن موازنه ها شود، و هر دو کشور بتوانند در سایه بازدارندگی های قابل اتکاء روابط صلح آمیز و سازنده ای را پی گیری کنند.
سیاست خارجی Foreign Policy
بحث سیاست خارجی معمولا در دانش روابط بین الملل پی گیری می شود. ولی از آنجا که ژئوپولیتیک به مباحث جغرافیایی - سیاسی برون مرزی می پردازد، در عمل، با طبیعت روابط بین الملل به عنوان ادامه مباحث علوم سیاسی در ورای مرزها شباهت زیادی پیدا می کند و در حقیقت، ادامه مباحث جغرافیای سیاسی در ورای مرزهای کشور شمرده می شود. به این دلیل آشکار است که هر دو شیوه اندیشیدن: "روابط بین الملل" و "ژئوپولیتیک" در ساختن و شکل دادن سیاست خارجی کشورها اثرگذاری نخستین را دارند. به گفته دیگر اگرچه به نظر می رسد که سیاست خارجی کشورها تماما بر اساس ملاحظات مربوط به مطالعات سیاسی (روابط بین الملل) شکل می گیرد و اجرا می شود، در عمل این مطالعات هنگامی بازدهی و کارایی بهینه را پیدا می کند که توجه به شناخت عوامل جغرافیایی و تاثیر گذاری آن بر شکل گیری رقابت های قدرتی میان کشورها بخش شایان توجهی از برنامه ریزی سیاست خارجی را به خود معطوف نماید. به این ترتیب، اگر بخواهیم درصد تاثیر گذاری عوامل مختلف در شکل گیری یک سیاست خارجی خوب و موفق ارزیابی کنیم لزوما به این نتیجه می رسیم که حدود نیمی از عوامل شکل دهنده یک سیاست خارجی خوب از مطالعات سیاسی (روابط بین الملل) و حقوق بین الملل هستند و نیم دیگر از مطالعات جغرافیایی و اقتصادی و استراتژیک که همه آنها را می توان زیر عنوان ژئوپولیتیک جمع کرد.
ژئوپولیتیک از هنگامی وارد مباحث مربوط به سیاست خارجی شد که نظریه تنازع بقاء سیاستمداران را تشویق کرد تا برای پیروزی در سیاست خارجی به قویتر ساختن عوامل ژئوپولیتیکی (جغرافیایی – اقتصادی – استراتژیکی) موثر بر سیاست خارجی پردازند. و به این نتیجه رسیدند که یک کشور نیز همانند یک انسان در روابط با دیگر کشورها باید مدام قوی و قویتر شود تا از میان نرود. انتشار مطالعات گسترده جانور شناس فرانسوی ژان باپتیست لامارک 1829 - 1744 - Jean-Baptiste Lamarck، در اثر معروفش در فلسفه جانورشناسی Philosophiezoologique در سال 1809 سبب بالاگرفتن اندیشه تنازع بقاء (باقی ماندن قویتر) Survival of the fittest شد. این اندیشه با طرح فرضیه تنازع بقا و تکامل تدریجی evolution از سوی چارلز داروین Charles Darwin بر جهانی اندیشی سیاسی در میانه قرن نوزدهم که اوج ژئوپولیتیک استعماری بود بر مباحث کلاسیک رقابت برای مدیریت سیاسی فضا اثر فراوانی گذارد. مفهوم "تکامل تدریجی" را داروین در نتیجه مطالعات بسیار گسترده و حیرت انگیزش کشف و به اثبات رساند، اما مفهوم تنازع بقاء یا بقای قویتر در مفاهیم فرهنگی، کهن وحود داشت چنانکه ایرج میرزا شاعر قاجاری اوایل قرن بیستم در وصف گیاهخواری vegetarianism ابو العلا معیری، شاعر و فیلسوف سوریه ای از حلب در قرن پنجم هجری گوید: قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اشاره ی دستور خادم جوجه ای به محضر او برد
خواجه چو آن مرغ کشته دید برابر اشک تحسر زهر دو دیده بیفشرد
گفت به مرغ از چه شیر شرزه نگشتی تا نتواند کست به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امری طبیعیست هر قوی اول ضعیف شد و آنگاه مرد