وزن ژئوپولیتیکی = geopolitical weight

وزن ژئوپوليتيکی = geopolitical weight
وزن ژئوپوليتيکی عبارت از شناخت تاثير عوامل واقعيت دهنده قدرت ملی است که در مجموع می تواند اهميت موقعيت جغرافيايی، انسانی، اقتصادی، نظامی، سياسی و ديپلماتيک يک کشور (يا يک قدرت) را تا آن اندازه بالا برد که آن کشور يا آن قدرت را در معادلات ژئوپوليتيکی جهانی يا منطقه ای صاحب نقش سازد. به گفته ديگر، جمع عواملی که در تعيين ميزان قدرت و نفوذ کشور ها يا قدرت ها موثر بوده و به عنوان وسيله رسايی به آن کشورها يا قدرت ها ياری دهد که در شکل گيری نظام سلسله مراتبی قدرت در جهان که در ادبيات ژئوپوليتيک سياست های غربی "نظام جهانی = world order" خوانده می شود، صاحب نقش سازد.
وزن ژئوپوليتيکی در حقیقت عبارت است از نیروی جمعی عوامل و پدیده های موثر در قدرت یابی ملی يک کشور و اعمال آن در عملکرد ماورای مرزی آن. این عوامل و پدیده ها عبارتند از: 1- موقعیت متناسب جغرافیایی و اسرتراتژیکی. 2- بنیه و استعداد جمعیتی. 3- بنیه و استعداد متناسب نظامی. 4- بنیه و استعداد اقتصادی. 5- بنیه و استعداد علمی و تکنولوژیک. 6- بنیه و استعداد و ورزیدگی دیپلماتیک برای استفاده بهینه از این موقعیت ها و استعداد ها در چانه زنی های دیپلماتیک به منظور ایجاد توازن قوا با رقیبان.

موازنه قوا = balance of power
چنان که بازی قدرت که از زور آزمائی متقابل ميان حريفان درگير در رقابت های سياسی – استراتژيک سرانجام به گونه ای از موازنه های ژئوپوليتيک و ژئواستراتژيک يا ژئواکونوميک منجر می شود که بهترين تضمين کننده صلح و امنيت در جهان و در مناطق شمرده می شود. قدرت های اروپائی پس قرن ها جنگ و جدال و زور آزمائی هنگامی به صلح و امنيت متقابل رسيدند که نيرومند ترين رقيبان (بريتانيا، فرانسه، روسيه... در نيمه قرن بيستم به سلاح هسته ای دست يافتند و قدرت اتمی خود را به نمايش در آوردند و در عمل به توازن قوا رسيدند و در برابر هم ديوار بازدارنده محکمی از قدرت بنا کردند.

بازداری استراتژيک و ژئو-استراتژيک = détente & deterrence
ايجاد موازنه قوا سبب جلوگيری از زور گويی و تجاوز رقيبان به حق و حقوق يکديگر می شود. اين موازنه قوا لزوما ناشی از انديشيدن ژئوپوليتيک در چارچوب مباحث استراتژيک در سطح منطقه ای و ژئو-استراتژيک در سطح جهانی است. شايان توجه است: در حالی که بازی های سياسی در داخل کشور بر اساس قوانين موجود تابع نظم قانونی جامعه مربوطه است، بازی های ژئوپوليتيک تابع نظم و قانون خاصی نيست و اين بازی بيشتر تابع ديالکتيک قدرت نمائی قدرت ها در برابر هم است. در دهه 1970 که رقابت های تسليحاتی جهان دو قطبی به اوج می رسيد، اتحاد جماهير شوروی سخن از جلوگيری از گسترش دامنه های خطرناک اين رقابت ها و مهار آن به سود ثبات ژئواستراتژيک جهانی به ميان آورد. شوروی در تشريح اين ايده که "بهتر است دو رقيب ژئو استراتژيک با تواق و همکاری متقابل اين رقابت ها را مهار کرده و به قيد مقررات مرضی الطرفين در آورند" از واژه "دتانت = détente" به معنی تقريبی "بازداری های ژئواستراتژيک توافق شده" استفاده کرد. رقيب جهانی شوروی، يعنی ايالات متحده امريکا، ضمن استقبال از اين ايده و وارد کار شدن برای کاهش دادن متقابل کلاهک های اتمی دو طرف در مذاکرات دوره ای که هنوز هم ادامه دارد، گسترش اين پروسه در همه موارد نظامی خود داری ورزيد، چون بر اين عقيده شد که منظور شوروی از طرح اين ايده جلوگيری از گسترش قدرت نظامی ايالات متحده است در حالی که خود در خفا می تواند توان نظامی خود را در سطح وسيعی گسترش دهد. بر اساس چنين استنباطی بود که ايالات متحده تصميم گرفت به اين اعتقاد دامن زند که بهترين استراتژي بازداری همانا تقويت نيرو های دفاعی است تا برتری توان دفاعی بتواند تهديد های نظامی رقيب را بازدارد. در همين رابطه ايالات متحده واژه "دترنس = deterrence" به معنی تقريبی "بازداری های استراتژيک ناشی از ايجاد برتری نظامی" را متداول کرد. به اين ترتيب، بازداری هم می تواند ناشی از موازنه قوا باشد و هم می تواند موازنه قوا را واقعيت دهد.