از سوى دیگر، با آغاز جنگ جهانى اول و نقش‏آفرینى نیروى هوایى در جنگ، این ایده مورد توجه قرار گرفت که رمز «قدرتمند» بودن در داشتن قد

از سوى ديگر، با آغاز جنگ جهانى اول و نقش‏آفرينى نيروى هوايى در جنگ، اين ايده مورد توجه قرار گرفت كه رمز «قدرتمند» بودن در داشتن قدرت هوايى است و از راه ايجاد برترى هوايى مى‏توان برترى سياسى بر جهان را ايجاد كرد. فراتر، تحقيقات فضايى در دهه 1960 كه دوران جنگ سرد به اوج مى‏رسيد، مسابقه قدرتى تازه‏اى را در جهان ژئوپوليتيك سبب گرديد. مسابقه قدرتى ميان دو ابرقدرت امريكا و شوروى در اين رابطه سبب گسترش برنامه تحقيقات فضايى گرديد. فرستادن نخستين انسان به فضا از سوى شوروى سبب سرافكندگى فراوان امريكاييان، بهويژه جان كندى رئيس جمهور وقت امريكا شد و تصميم گرفت بودجه فراوانى را در اختيار مطالعات فضايى ايالات متحده بگذارد. در مقابل گسيل نخستين امريكايى به فضا در مه 1961 سبب جشن و سرور فراوان در آن كشور شد. ده روز پس از اين رويداد، كندى به كنگره امريكا گفت ايالات متحده امريكا در دهه بعد بايد انسان را روى كره ماه پياده كند و به زمين بازگرداند. ملاحظات ژئوپوليتيك مربوط به رقابتهاى ابرقدرتى، بدون ترديد، عامل و انگيزه اصلى مسابقات فضايى ميان امريكا و شوروى در آن دوران بود. در آن دوران اين برداشت در مطالعات ژئوپوليتيك پيش آمده بود كه ورود به مسابقات فضايى از شاخصهاى عمده تشخيص «قدرت» است و كشورى مى‏تواند به جمع قدرتمندان بپيوندد كه دستى در اين مسابقات داشته باشد. همين برداشت بود كه كشورهايى چون بريتانيا، فرانسه و چين را در نيمه دوم قرن بيستم تشويق كرد تا در راه پيوستن به مسابقات فضايى تلاش كنند. در راستاى اين تلاشها فرانسه، آلمان و بريتانيا سرانجام برنامه‏هاى فضايى اتحاديه اروپا را واقعيت بخشيدند.
به‏هرحال، تحقيقات فضايى گسترش فراوانى پيدا كرد. از سرآغاز قرن بيست و يكم اين تحقيقات دوران مسابقات قدرتى ـ سياسى را پشت سر گذارد و وارد دوران تازه‏اى گرديد. شانزده كشور جهان در سال 1998، در تصميمى جمعى، بر آن شدند كه تكنولوژى فضايى و برنامه‏هاى مطالعات فضايى و فضانوردى خود را يكپارچه سازند. اين تصميم را بايد نخستين گام بزرگ در راه خارج كردن برنامه مطالعات فضايى و فضانوردى از انحصار يك يا دو دولت (امريكا و روسيه) و پايان دادن به استفاده تبليغاتى استراتژيك از اين برنامه دانست. اين گام پراهميت امكان آن را فراهم آورده تا برنامه مطالعات فضايى و فضانوردى از انحصار قدرت ويژه‏اى خارج گردد و به نام بشريت و خانواده بشرى پيگيرى شود.
در ژئوپوليتيك، هر قدرتی كه بتواند به منظور رسيدن به مقام برتر نسبت به دیگران در جهان اعمال نفوذ کند، صاحب مقام ژئوپوليتيکی می شود به عنوان "قدرت جهانی" یا "ابرقدرت جهانی". گاه پیش می اید که در سطح جهانی یا در هر یک از مناطق جهان چند قدرت برتر در کنار هم قرار گرفته و به رقابت می پردازند مانند ابرقدرت های امریکایی و شوروی پیشین در ژئوپولیتیک جهانی دوقطبی که پس از سقوط جهان دوقطبی وارد دوران گذار شد برای رسیدن به جهان "تک قطبی" یا "دو قطبی" و یا "چند قطبی". در دنیای ژئوپولیتیکی کنونی که از دید برخی جهانی اندیشان (ژئوپولیتیک اندیشان) دوران گذار یا دوران ژئوپولیتیک "پست مدرن" قلمداد می شود قدرت های دارنده اراده جهانی عبارتند از ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، فدراسیون روسیه، و جمهوری خلق چین که همه باهم یا دو به دو در سطح جهانی رقابت می کنند.
در مناطق مختلف جهان سیاسی نیز هر قدرتی که به تواند به منظور رسيدن به برتری در وراى مرزهاى خود در منطقه اعمال نفوذ كند، صاحب مقام ژئوپوليتيکی است به عنوان "قدرت منطقه ای" که قدرت های درجه دوم جهانی هم شمرده می شوند. همچنین، گاه پیش می آید که در یک منطقه چند قدرت برتر خود نمایی دارند که "قدرت منطقه ای" خوانده می شوند، همانند ايران، مصر، ترکيه و اسرائيل در منطقه ای که اصطلاحا "خاور ميانه" نام گرفته است . اگرچه «خاور ميانه» از ديد جغرافياى سياسى يك ذهنيت جغرافيايى است نه يك منطقه واقعى، نقش‏آفرينی ها و اعمال نفوذ چهار قدرت ياد شده در آن بهترين نمونه از تشخيص «قدرت» در سطح منطقه‏اى است.
قدرت های رده پائین تر را معمولا بدون رعایت مقررات خاصی قدرت های درجه سوم و چهارم و سر انجام، موجودیت های بی قدرتی می خوانند.