تمامیت‌خواهی اردوغان عامل بحران.. بخش دوم.. نویسنده: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی

تمامیت‌خواهی اردوغان عامل بحران

بخش دوم

نویسنده: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی

در مورد منطقه توجه داشته باشیم اردوغان همه عراق و سوریه را می خواهد. رئیس جمهور ترکیه رفتار تمامیت خواه داخلی را، در منطقه نیز تعقیب می نماید. اردوغان همانگونه که رقیبی را در داخل برنمی تابد، در منطقه نیز تحمل رقیبی به نام ایران را ندارد. اردوغان توقع دارد که ایران زمین بازی عراق و سوریه را به ترکیه واگذار نماید. او حتی از امریکا انتظار دارد نه از دروازه بغداد و دمشق، بلکه از دروازه آنکارا به منطقه و معادلات آن وارد شود.

نکته مهم آن است که درد اردوغان تنها دشمنی با ایران در عراق و سوریه نبوده و نیست. ایران قدرتمند و متحد، درد اصلی اردوغان بوده و می باشد. اتهام قوم گرایی مبتنی بر مذهب به ایران که اردوغان خود تبلور آن است به وضوح عقبه ذهنی اردوغان و نقشه راه او نسبت به ایران را نشان می دهد.

باید برای دیوانگی های بیشتر اردوغان آماده بود. اردوغان در پی تحریکات قومی و مذهبی در ایران است. به حادثه شهادت مرزبانان در میر جاوه نیز نمی توان ساده نگریست. دولت و سرویس های اسلام آباد و آنکارا رابطه دیرینه و صمیمی دارند. در تقسیم کار احتمالی، می تواند بخشی از تحریکات مذهبی و قومی برای اسلام آباد و بخش عمده نیز برای آنکارا تعریف شده باشد. در شرایط بحرانی احتمالی، همه دست ها رو خواهد شد، هرچند که اردوغان حتی نتوانست برای این شرایط صبر بنماید و ماهیت خویش را افشا کرده است.

دستگاه های ذیربط لازم است هوشیاری کامل داشته و تمام مسایل سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی را مانیتور کرده با تحلیل درست به تدابیر مقتضی بیاندیشند.

ما نباید چاره اندیشی و ورودمان به معضلات احتمالی را برای دقیقه نود بگذاریم. اتاق های فکر و ستادها باید برای هر بحران احتمالی راهبردها و نقشه راه های متفاوت و جایگزین داشته باشند.

متاسفانه در بیش از یک دهه گذشته خواسته و ناخواسته مدیریت روابط ایران و ترکیه بگونه ای بوده است که موازنه آن بطور عمده در کلیه سطوح به نفع آنکارا بوده است. معادلات روابط ایران و ترکیه نیاز مبرم به بازبینی دارد. اگرچه دولت تدبیر و امید توانسته است بخشی از نگاه ترکیه به ایران را، خصوصا در مراودات سیاسی اصلاح نماید، اما هنوز روابط با نقطه ایده آل، فاصله دارد. مقایسه موازنه روابط اقتصادی ایران در سال های حکومت حزب عدالت و توسعه با دولت های قبل از آن در ترکیه، از این منظربه تنهایی محل تعمق است.

نگاهی به سرمایه گذاری هدفمند ترکیه در مناطق شمال غربی کشور، توافق ترجیحی، تصرف بازار ایران توسط کالاهای رسمی و قاچاق ترکیه، تاثیرگذاری قدرت نرم این کشور از طریق ماهواره بر فرهنگ مردم، برگزاری اجلاس هایی چون نشست وان که درک درستی از آن توسط طرف ایرانی نیست و.... همه در خدمت اعتلای ترکیه و اردوغانی است که سعی دارد ایران را به زمین بزند. ما کجای کاریم و چه کسانی باید چاره اندیشی نموده و راهکار نشان دهند. متاسفانه در مراودات بگونه ای رفتار کرده ایم که خود عامل تقویت دشمن شده ایم. ما همچنان خوابیم. البته شاید برخی خویش را بخواب زده اند مگر نه باید از فریادهای اردوغان بیدار شده و تکانی به خود می دادند.

بهرحال اردوغان آرام نخواهد گرفت. ایجاد تنش و حرکت بر موج ناآرامی در داخل و خارج، راهبرد اصلی رئیس جمهور ترکیه در دولت داری است. سال هاست در جلسات مختلف و در یادداشت هایم اعلام کرده و نوشته ام، اردوغان نه دوست، بلکه دشمن است. ایران چون خاری در چشم اردوغان است. اردوغان گستاخ شده و دیگر ملاحظات سیاسی را رعایت نمی کند. باید ضمن پاسخ به گستاخی ها اردوغان و آمادگی برای بحران بیشتر، بطور جدی روابط با ترکیه در ابعاد دوجانبه، منطقه ای و بین المللی را مورد بازبینی قرار داد.

منبع: دیپلماسی ایرانی

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics