به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
در بحث هستهای زمانی که تهدیدهای غرب و اسرائیل در زمینه حمله نظامی به ایران بالا گرفت، دولت ایران تصمیم گرفت که برنامه غنی سازی را
در بحث هسته ای زمانی که تهدیدهای غرب و اسرائیل در زمینه حمله نظامی به ایران بالا گرفت، دولت ایران تصمیم گرفت که برنامه غنی سازی را تعلیق کند، یعنی چیزی که آمریکایی ها می خواستند و به صراحت می گفتند که غنی سازی را کنار بگذارید و تسلیم شوید والا با شما چنین و چنان خواهیم کرد. و ما حتی لحظه ای تامل نکردیم که "تسلیم شدن" در هر جنگی ناشی از حقارتی است کشنده، و اگر قرار باشد که حیات خود را در روابط خارجی حفظ کنیم باید بدانیم که حفظ حیات سیاسی فقط می تواند از راه ایجاد موازنه های معقول و توافق های دو طرفه واقعیت یابد. آقایان حتی توجه نداشتند که اگر تنش زدایی بر اساس ایجاد و حفظ توازن نباشد نمی تواند واقعیت پیدا کند. لاجرم آقایان اعتنایی به این اصل نکردند که وقتی قرار است غنی سازی تعلیق شود حداقل یک امتیازی از طرف مقابل گرفته شود که ارزش تعلیق را داشته باشد و در عین حال موازنه های ضروری به آن عمل مشروعیت لازم را به کار "تعلیق" کردن را بدهد. ولی ما بدون مذاکره و بدون گرفتن کمترین امتیازی برنامه هسته ای را تعلیق کردیم فقط به این امید که تهدیدکنندگان به ما حمله نظامی نکنند! یعنی، آقایان فقط بر اساس الگوی سیاسی روابط تعارف و تکلف بازی روند غنی سازی را تعلیق کردند و حتی به خود زحمت اندک مطالعه و تجزیه و تحلیل ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی را ندادند که دریابند غرب و اسرائیل قادر نبوده و هنوز هم نیستند که علیه ایران دست به حمله نظامی بزنند بدون آن که صلح و امنیت جهانی را به گونه ای اساسی برهم زنند و حتی مسبب بروز جنگ جهانی سوم شوند. من در آن زمان در مقالات و سخنرانی ها و مصاحبه های متعدد در داخل کشور و در سطح بین المللی برای دولت ایران تشریح کردم که در این برخوردها چه نظامی و استراتژیک و چه در عرصه دیپلماتیک وقتی تسلیم بشوید به طرف مقابل اجازه می دهید که بیاید و همه چیز ما را مصادره کند و تا حدودی هم این کار را کردند. زمانی که ما برنامه غنی سازی را تعلیق کردیم اسرائیل و غرب فشارهایشان را علیه ما تشدید کردند و سازمان ملل متحد را وادار کردند ما را تحریم کند.
ژئوپولیتیک از چه می گوید؟
ژئوپولیتیک مبحثی است میان رشته ای که پلی ارتباطی شناخته می شود میان دو دانش دانشگاهی علوم سیاسی و جغرافیای سیاسی. شاید بتوان گفت: درحالیکه ژئوپولیتیک از علوم سیاسی بر آمده و پیدایش جغرافیای سیاسی را بنا نهاده است، گاه دیده میشود که علمی مستقل از هر دو دانش جغرافیای سیاسی و علوم سیاسی فرض میشود. یک بررسی اتیمولوژیک ثابت میکند که این دو توأماند و با افول ژئوپلیتیک در فردای جنگ جهانی دوم بود که دوران فراز جغرافیای سیاسی آغاز شد. به گفته دیگر، شایان توجه است که مباحث ژئوپولیتیکی بهصورتی پراکنده در وادی مباحث علوم سیاسی سر بر آورده و قدیم شمرده میشود و جغرافیای سیاسی جدید است که با یافتن بدنه و محتوای فلسفی لازم در میانه قرن بیستم بهصورت یک علم مستقل و برخوردار از هویت علمی ویژه در آمد. نگارنده در آثار دیگرش آغاز جغرافیای سیاسی را در تحولات فکری سالهای نخستین دهه 1950 میلادی جستوجو کرده است که از بحثهای کموبیش همآوای ریچارد هارتشورن، ژان گاتمن و استیفن جونز حاصل شد. در آن سالها جهانیاندیشان یادشده فرا آمدن این اندیشه را نوید دادند که «حرکت» ایدهها فضا را دستخوش شکلگیریهای سیاسی میسازد. از بین سه جهانیاندیش یادشده، ژان گاتمن Jean Gottmann در بحثهای فلسفی که درباره «دیالکتیک ژئوپولیتیک» مطرح کرده است، سخن از آن بهمیان آورد که اصل تکاپو برای کمال یابی در انسان باعث بروز حرکت فکری = movement" در اندیشه سیاسی است و دیالکتیک یا پویایی لازم را برای شکلگیری سیاسی فضای جغرافیایی فراهم میکند و این پویایی سبب میشود تا فضای جغرافیایی از نظر سیاسی، هم بهصورت ازهمگسیخته در آید و هم یکپارچگی یابد. وی سخن درباره ازهمگسیخته شدن فضا را در فرایند یکپارچه شدن آن در درازمدت مطرح کرده و به شیوه فلسفی ویژهای این دو روند معکوس و متضاد را زیر عنوان دو اصطلاح "آیکونوگرافی Iconography" و سیرکولاسیون Circulation" عرضه کرد و با این بحث جنبه دیالکتیک کاملاً مشهودی به مفهوم سرزمین سیاسی داد و از این طریق بود که این سرآمد اندیشه های فلسفی در این دانش توانست تولد جغرافیای سیاسی، بهعنوان دانشی مرتبط با جغرافیا و علوم سیاسی، ولی مستقل از هر دو، را واقعیت بخشد. در حالی که جغرافيای سياسی از نقش آفرينی های سياسی – محيطی در چارچوب "کشور" سخن دارد، ژئوپوليتيک از نقش آفرينی های سياسی – محيطی در چارچوب مفهوم "قدرت" می گويد. به اين ترتيب، ژئوپوليتيک را می توان "مطالعه رقابت قدرت ها،برای سلطه بر منطقه يا جهان، با استفاده از امکاناتی که محيط جغرافيايی در اختيار می گذارد" تعریف نمود.