به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
قطب نمای عربستان، تهران را نشان میدهد.. بخش دوم
قطب نمای عربستان، تهران را نشان میدهد
بخش دوم
ساده لوحانه بودن ایده خالی کردن زیرپای ایران به سرعت آشکار شد و به همین علت ایده دیگری با عنوان حرکت به سوی ایران و اقدام مشابه امارات و سپس بحرین و مصر ترویج داده شد تا نوعی فشار بر تهران برای تشدید محاصره قطر ایجاد شود. به این ترتیب پایگاه های ارتباط اجتماعی از این تفکر و سخن مغایر با واقعیت و شرایط، پر شد.
تفسیری که به واقعیت های کنونی درباره روی آوردن عربستان به سمت ایران نزدیک تر است و بعد از متصل کردن همه نقاط قبلی به یکدیگر به دست می آید این است که عربستان به دنبال استفاده از عراق به عنوان میانجی بین خود و ایران به منظور آرام کردن اوضاع و دستیابی به تفاهم و آسوده خاطر شدن به منظور پرداختن به مسائل بحرانی بین ریاض و تهران در مقابل استفاده ایران از نفوذ و تاثیر خود بر برخی طیف های جامعه یمن به منظور پایان دادن به جنگ است. چرا که کلید متوقف کردن این جنگ و خارج کردن عربستان از باتلاق یمن در دست تهران است نه دیگران هرچند کنترل همه چیز هم در اختیار ایران نیست. به این صورت که ایران می تواند بر حوثی ها و اطرافیان آنها تاثیر بگذارد ولی نمی تواند به همین میزان بر علی عبدالله صالح و اطرافیانش تاثیر بگذارد. علی عبدالله صالح همچنان مهره مهمی در صحنه یمن است که هنوز ارزش خود را از دست نداده است… صالح به دنبال اعلام توقف جنگ از سوی عربستان با دریافت غرامتی سخاوتمندانه است و بدون شک عربستان هم مدتهاست به همین مسئله فکر می کند. ولی مشکل در کارگردانی مناسب برای اعلام توقف جنگ و تفاهم با صالح است که ایران در اینجا نفوذ زیادی ندارد. در اینجاست که نقش ابوظبی و توانایی آن برای پایان دادن به معضل نمایان می شود ولی ابوظبی طبعا چنین کاری را برای رضای خدا انجام نمی دهد بلکه به دنبال منافعی راهبری است که بدون شک تفاهم ایجاد شده بین ریاض و ابوظبی بر سر تقسیم یمن در همین چارچوب قرار می گیرد.
خلاصه این که، عربستان از زمانی که روی ایجاد تغییرات در مصر شرط بندی کرد و کمک هایی سخاوتمندانه در اختیار کودتاچیان قرار داد که همچنان هم ادامه دارد، از یک بحران وارد بحران دیگری می شود که احتمالا بحران با همسایه اش قطر، آخرین نخواهد بود. بحران با قطر، بحرانی رسوا کننده بود که نادرست بودن و کودکانه بودن تصمیم گیری ها و عمق شرط بندی روی رویکردهای ابوظبی را نمایان کرد که نتیجه ای جز زیان برای عربستان نداشت.
اکنون عربستان نه تنها عراق و مصر را از دست داده است بلکه با احتمال از دست دادن ترکیه نیز مواجه است مگر این که به سرعت طرحی بیندیشد و روابط راهبردی خود را با این کشور تقویت کند که البته چنین اقدامی به ویژه بعد از بحران محاصره قطر، دشوار به نظر میرسد.
عربستان در تابستانی داغ، روی صفحهای داغ قرار دارد و چالش های این کشور در حال افزایش است نه کاهش. آیا این کشور از عهده چالش ها بر خواهد آمد و به سمت آرام کردن اوضاع اطراف خود و نگاهی عمیقتر به اوضاع خود و دیدگاهی راهبردی بدون نفوذ و تاثیر ابوظبی پیش خواهد رفت؟ امیدوارم این گونه باشد پیش از آن که دیر شود.
منبع: عصر دیپلماسی
بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics