ارزیابی سیاست خارجی اخیر ترکیه.. بخش اول.. دکتر رضا صولت

ارزیابی سیاست خارجی اخیر ترکیه

بخش اول

دکتر رضا صولت

رفتار سیاست خارجی ترکیه در دوران حزب عدالت و توسعه در سه بازه زمانی قابل ارزیابی است؛ از سال 2002 تا 2007 ، از سال 2007 تا 2011 و از 2011 تاکنون. ترکیه تا قبل و بخشی از بهار عربی سیاست خود را براساس سیاست آمریکا و اتحادیه اروپا تدوین و اجرا می‌کرد و روابط خود را با سایر مناطق و کشورهای دیگر براساس محور غرب تنطیم می‌کرد؛ اما درحال‌حاضر ترکیه به‌تنهایی و بدون اجازه آمریکا و اتحادیه اروپا سیاست خارجی خود را عملیاتی می‌کند. در چهار سال اخیر، در سیاست خارجی خود از غرب‌محوری فاصله گرفته و از رئالیسم به‌سوی ایدئالیسم روی آورده است. ترکیه تلاش غرب برای مدیریت منطقه و تحمیل سیاست‌های خود را بر منطقه زیر سؤال برده و براساس اصول و ارزش‌های اعتقادی خود تلاش می‌کند تا در مدیریت منطقه مشارکت داشته باشد؛ زیرا از نظر آنکارا، سیاست رئالیستی باعث می‌شود ترکیه سیاست تسلیم‌طلبانه در مقابل غرب داشته باشد؛ ولی براساس سیاست ایدئالیستی جدید، ترکیه تلاش می‌کند با تکیه بر توان و قدرت خود، محیط خود را نیز در راستای اهداف خود هدایت، تنظیم و مدیریت کند.

سیاست خارجی دولت‌های حزب عدالت و توسعه در سه بازۀ زمانی درواقع در پاسخ به تحولات نظام بین‌الملل مانند جهانی شدن و گسترش چندگانگی‌ها در آن ظاهر می‌شود. حزب حاکم، جهانی شدن را به‌مثابه ابزاری برای رهایی از سیاست‌های سرکوب‌گرایانه دولت و همچنین یک محیط مناسب برای فرایندهای اقتصادی قلمداد می‌کرد. ازطرف‌دیگر، از منظر آنکارا غرب‌گرایی و رئالیسم باعث می‌شد که ترکیه غیرفعال عمل کند و سیاست‌های موردنظر دیگران را بازتولید و اجرا نماید؛ ولی به‌نظر می‌رسد که ترکیه در ده سال اخیر با ترک سیاست غرب‌گرایانه و رئالیستی، سیاست فعال و پویای خارجی را آغاز نموده است. ترکیه اکنون با رهایی از انتخاب گزینه‌های سیاست خارجی تعیین‌شدۀ آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای همسایه، با اراده آزاد به تعیین سیاست خارجی خود می‌پردازد. به باور نگارنده، سه دلیل برای تغییر مداوم در استراتژی‌های حزب عدالت و توسعه وجود دارد:

1) ساخت و محیط داخلی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ترکیه، به‌طوری‌که چهار گروه مهم ملی‌گرایی سکولار، سکولاریسم لیبرال، ملی‌گرایی اسلام‌گرا و اسلام‌گرایی لیبرال تأثیرات عمده‌ای از خود بر استراتژی سیاست خارجی ترکیه می‌گذارند. این تعدد هویتی تنها در چهارچوب محدودیت‌های تحمیلی ازسوی ساختار حاکم نظام کنونی بین‌الملل عمل می‌نمایند. درحقیقت، آنها بیشتر واکنشی عمل می‌نمایند؛ به‌طوری‌که برخی معتقدند به‌خاطر تقابل و هویت دیگری منفی ترکیه با اروپا، آنکارا در ورود به خاورمیانه درحال دگرگون کردن رابطه هویت تدافعی خود با غرب می‌باشد تا فرایند اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را از نوسازی تدافعی سنتی کمالیستی به سمت نوسازی فعالانه و چندوجهی سوق دهد. با این استدلال می‌توان گفت حزب عدالت و توسعه از بدو حاکمیت خود تاکنون به‌دنبال چرخش‌های تکمیلی ولی ناگهانی مداوم در نقاط پیرامونی خود بوده است که به‌نظر می‌رسد متأثر از گروه‌های چهارگانه در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هویتی در داخل ترکیه و همچنین وجود تهدیدات نرم و نامتقارن در نقاط پیرامونی آنکارا می‌باشد؛ به‌طوری‌که قبلاً حزب عدالت و توسعه تلاش داشت تقابل و تنش‌های خود را با جریان‌های کمالیستی ازطریق کشاندن موضوعات به فضای عمومی بین‌المللی که هیچ حد و مرزی بر آن وجود نداشت، حل‌وفصل نماید. ولی در شرایط کنونی برعکس شرایط قبل، بسیاری از بحران‌های فضای بین‌المللی به یکی از مشکلات اساسی حزب عدالت و توسعه در داخل ترکیه منجر شده است.

2) ایالات متحده آمریکا به‌خصوص در سال‌های اولیه دولت حزب عدالت و توسعه، ترکیه را همچنان به‌عنوان قدرت شکننده‌ای درنظر می‌گرفت که باید خواسته‌های ایالات متحده آمریکا را بدون لحاظ کردن منافع خود اجرا می‌نمود.

بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics