به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
ارزیابی سیاست خارجی اخیر ترکیه
ارزیابی سیاست خارجی اخیر ترکیه
بخش دوم
3) القاء این موضوع از طرف غرب به ترکیه که آنها دیگر در منطقه دروازهبان و حائل امنیتی بهشمار نمیروند؛ اما آنکارا میتواند نقش یک الگوی موفق را برای کشورهای عرب خاورمیانه و کشورهای بهجامانده از شوروی و حوزههای همجوار برعهده داشته باشد. این نقش جدید، القائی بوده و ترکیه را دچار سردرگمی و تردید در سیاست خارجی نمود؛ زیرا ترکیه با شکلی متفاوت از نظام بینالملل در منطقه با دولتهای مجازی (دولت نامشخص، حاکمیت نامشخص، مردم نامشخص و سرزمین نامشخص) روبهروست که با چند قطبیت نحوه صفبندی آنها در منطقه مشخص میشود؛ یعنی شرایط بهقدری آنارشیک است که قدرتهای منطقهای و درحال ظهور، امکان آزادی عمل بیشتر و تحرک پویاتر را به نسبت ترکیه در آن دارند؛ بهطوریکه محیط امنیتی منطقه بهویژه پس ازحوادث 11 سپتامبر، سقوط صدام، بهار عربی و بحران سوریه بهشدت تغییر یافت و روند پیادهسازی سیاستهای امنیتی ترکیه درقبال آمریکا و غرب بهشدت غیرممکن شد. ازطرفی بهنظر میرسد حضور آمریکا، غرب و روسیه با ایجاد، تشدید و حفظ تنش در محیط پیرامونی آنکارا به دردسر امنیتی نیز تبدیل شده است. بنابراین برخی مواقع بهتر است که سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه را بهجای نسبت دادن به ایدئولوژی حزب حاکم، به نارضایتی نظام سیاسی ترکیه از موقعیت القائی حائلی به آنها منتسب کرد.
براین اساس سیاست خارجی کنونی ترکیه با کمی تخفیف روی سه محور ملیگرایی حزب حرکت ملی، اسلام سیاسی حزب عدالت و توسعه و جهانی شدن، مدام تحت تأثیر قرار میگیرد و بهصورت مکمل و تکمیلی عمل مینماید. افزایش توان فیزیکی ترکیه، کسب حمایت وسیع مردم و رهایی از نظام وصایتی و تغییر محور در توزیع سرمایه در داخل کشور و تلاش مصمم برای بهرهبرداری از این روند در سیاست خارجی باعث شده است سیاست خارجی ترکیه از سال 2011 تاکنون بهصورت رادیکال تحول یابد. دولت ترکیه درصدد است که قدرت روزافزون خود را در سیاست خارجی منعکس سازد و بهطور عموم در سطح نظام بینالمللی و بهطور خصوصی در سطح منطقهای نفوذ، قدرت و احترام لازم را کسب کند. البته باید دستاوردها و یا مضرات آن و سطح اجرایی این سیاست را مورد ارزیابی قرار داد. سیاست خارجی اجرایی جدید ترکیه هم میتواند منافع و ریسکهایی دربر داشته باشد و مشکلات جدیای را در پیشِ روی ترکیه قرار دهد. بنابراین بهصورت کاملاً روشن از رئالیسم به سمت ایدئالیسم دچار تغییر شده است. باوجوداین، به نظر نگارنده، تا قبل از کودتای نافرجام اخیر در ترکیه حزب عدالت و توسعه با حذف تدریجی تمامی گروهها و بهعبارت صحیحتر آسیمیلاسیون و در بهترین حالت هضم این گروهها در خود بهعنوان تنها کارگزار مؤثر عمل می کرد. تا قبل از کودتای نافرجام در دوره حزب عدالت و توسعه بهتدریج که بر سالهای اقتدار حزب حاکم افزوده میشد و حکومت نیز بعد از سالها حالت تکحزبی یافته بود، از اقتدار، حضور و طرح مسئله توسط گروههای دیگر کاسته و اینها بیشتر بهعنوان واکنشگرانی در برابر طرحها و نظرات مختلف حکومتی عمل میکردند. ازاینرو، با وجود ارائه گروهبندیهای مختلف بهنظر میرسید تقسیم جامعه هویتی سیاسی ترکیه به دو گروه حزب حاکم و اپوزیسیون با واقعیت موجود در ترکیه بیشتر سازگار بود؛ اما اکنون حزب از ایدئولوژی سنتی خود کاسته و از ایدئولوژیهای احزاب دیگر در پارلمان ترکیه بهصورت تکمیلی برای پاسخ به خلأهای خود در امر سیاست خارجی استفاده میکند. بنابراین بهنظر میرسد آنها اکنون سعی دارند بهصورت تاکتیکی از سیاست آسیمیلاسیون دوری نموده و سیاست تعامل رقابتی گزینشی را برای پاسخ به آسیبها، نیازها و بحرانهای داخلی کنونی انتخاب نمایند. برهمیناساس، استراتژی خارجی آنها نیز روی محور ایدئالیسم قرار دارد.
بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics