به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
چشمانداز و سناریوهای رفتاری آینده چین تا ۲۰۳۰.. محمد زارع... مقدمه
چشمانداز و سناریوهای رفتاری آینده چین تا 2030
محمد زارع
مقدمه
شی جین پینگ به عنوان دبیرکل جدید حزب کمونیست چین (Chinese Communist Party) در هیجدهمین کنگره حزب کمونیست در نوامبر 2012 انتخاب شد. برخی از اقدامات و فعالیتهای شی جین پینگ این سؤال را برای متفکرین و تحلیلگران روابط بینالملل ایجاد کرده است که آیا وی مسیر “Orientation” سیاست خارجی چین را تغییر خواهد داد یا خیر؟ سؤال دیگری که میتوان بیان داشت آن است که آیا شی مسیر حرکت «جسورانه» که از سال 2009 به آرامی وارد دستور کار سیاست خارجی چین شد را تداوم خواهد داد یا اینکه تلاش خواهد نمود تا این مسیر را تلطیف کند. واقعیت آن است که در صورت عدم بروز یک شرایط خاص، شی جین پینگ تا سال 2022 رهبر چین باقی خواهد ماند، به همین دلیل چگونگی تداوم یا عدم تداوم مسیر جدیدی که از سال 2009 وارد دستور کار سیاست خارجی این کشور شد میتواند تا حدودی ماهیت کنش و استراتژی چین در محیط همسایگی و پیرامونی را مشخص نماید. البته این مسئله را هم باید یادآور شد که رفتارهای اخیر چین و ماهیت تصمیمات شی جین پینگ بار دیگر مباحث تئوریک گذشته درمورد رفتار و آینده چین را احیاء و تقویت کرده است. یقیناً اگر چین همان رفتارهای «جسورانه» خود که از سال 2009 وارد دستور کار سیاست خارجی این کشور شد را ادامه دهد، فضا را برای ظهور و بروز بیشتر مکتب بدبینان درمورد خیزش چین یعنی مکتب رئالیستی بیشتر باز خواهد کرد و اگر شی جین پینگ تلاش نماید تایک رویکرد همکاریگرایانه را اتخاذ نماید طبیعی است که جایگاه حامیان رهیافت خوشبین یا لیبرالها از استحکام تفسیری برخوردار خواهد شد؛ لذا میتوان گفت که بحث آینده چین در دو سطح نظری و عملی، یعنی هم برای نظریهپردازان عرصه روابط بینالملل و هم در حوزه عملی یعنی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای از اهمیت مضاعف برخوردار شده است. واقعیت آن است که سیستمباوری شی جین پینگ تفاوت چندانی با هو جینتائو رهبر سابق چین نداشته و به همین جهت نمیتوان انحراف از معیار گستردهای را میان جهتگیری دو رهبر چین قائل شد و تأکید کرد که تغییرات بسیار عمیقی در سیاست خارجی چین ایجاد خواهد شد. البته باید تأکید کرد که میبایست میان باورهای فلسفی (Philosophical belife) و باورهای ابزاری شی جین پینگ و رهبر قبل از وی یعنی هو جینتائو تفاوت قائل شد. درحالیکه هر دو بهلحاظ باورهای فلسفی و نگاه به جهان برمبنای یک نگاه تعاملی، خوشبین و همکاریگرایانه اشتراک دارند؛ اما در باورهای ابزاری (Instrumental belife) به معنای چگونگی رهیافت استراتژیک به کسب دستاورد و رسیدن به هدف میان رهبر فعلی چین و هو جینتائو رهبر سابق چین تفاوت وجود دارد. بهاینمعنا که شی جین پینگ در رهیافت استراتژیک خود برای کسب دستاورد و نتیجه کمی جسورتر (Assertive) است. به همین جهت، وجود چنین ویژگی در ساختار رفتاری و روانی شی جین پینگ میتواند آینده سیاست خارجی چین تا یک دهه آینده را به ترکیبی از اتخاذ رویکرد همکاریگرایانه بهلحاظ ماهوی و اتخاذ رفتارهای «جسورانه» در عمل تبدیل نماید. برمبنای آنچه گفته شد میتوان سه سناریوی حرکت و قدرتیابی محتاطانه، ظهور چین جسور و ظهور چین تهاجمی و برونگرا را برای چین تا سال 2030 تعریف کرد.
1) حرکت و قدرتیابی محتاطانه
براساس سناریوی حرکت و قدرتیابی محتاطانه میتوان گفت که سیاست خارجی و دفاعی چین نسبت به جهان خارج و مناطق پیرامونی خود تدافعی است و این کشور اساس تمرکز خود را بر ایجاد تعادل و توازن میان رویکردهای رقابتی و همکاریگرایانه در بُعد خارجی قرار خواهد داد. در ابعاد داخلی نیز چین تلاش خواهد کرد تا توجه و تمرکز بیشتری بر جامعه داخلی و تلاش برای پیشبرد مسیر توسعه بهمنظور جلوگیری از بروز بیثباتی و ناآرامی قرار دهد. در این سناریو چین انحراف از معیار گستردهای در سیاستهای خود در سایر مناطق نخواهد داشت و تلاش خواهد نمود تا بر محور و مدار فعلی به حرکت خود ادامه دهد. البته این مسئله را نیز باید یادآور شد که درصورت حرکت چین بر مدار این سناریو و مطابق وضعیت فعلی، چالشهای بیرونی نیز نخواهند توانست جهتگیرهای اساسی سیاست خارجی چین را تغییر دهد. در این سناریو میانگین رشد سالانه چین تا سال 2030 تقریبا 4 تا 5 درصد خواهد بود و هزینههای دفاعی این کشور نیز 1 تا 1.5 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور خواهد بود.
2) ظهور چین جسور
براساس این سناریو چین همچنان تلاش خواهد کرد تا ترکیبی از رهیافت و الگوی رقابت و همکاری با محیط و بازیگران خارجی را دنبال نماید. البته این سناریو را نباید در قالب حرکت چین به سمت «دشمنی» تصور کرد بلکه تلاش برای ایفای یک نقش فعال در معادلات منطقهای و بینالمللی و در کنار آن افزایش توان نظامی و تهاجمی خود در مرکز این سناریو قرار دارد. براساس این سناریو میتو