اعتبار ایالات‌متحده در جهان نفس‌های آخر را می‌کشد. عصر جدایی اروپا- آمریکا.. بخش دوم

اعتبار ایالات‌متحده در جهان نفس‌های آخر را می‌کشد
عصر جدایی اروپا- آمریکا

بخش دوم

مقام‌های پاکستانی در این باره گفتند: «هیچ کشوری به اندازه پاکستان در مبارزه با تهدید تروریسم تلاش نکرده است. هیچ کشوری در جهان بیش از پاکستان از موج تروریسم لطمه نخورده است.» چینی‌ها از قبل‌تر با ترامپ وارد جدال شده‌اند. آنها از جنگ تجاری آمریکا عصبانی هستند و در واکنش، نسبت به تنش‌های روزافزون میان آمریکا- کره‌شمالی بیش از آنکه
جانب آمریکا را بگیرند کفه ترازوی کره‌شمالی را سنگین‌تر کرده‌اند. چند ماه پیش رهبران ترامپ فقط نگران «غیرقابل پیش‌بینی» بودن ترامپ بودند اما اکنون علاوه بر این، به یکی از بزرگترین نقاط ضعف او هم پی بردند: ترامپ تمرکز کمی بر مسائل دارد و نمی‌تواند برای مدت زمانی مشخص موضعی مشخص و صریح داشته باشد. او فردی دمدمی مزاج است و این دمدمی مزاجی به سیاست خارجی و منافع ملی این کشور هم تسری یافته است. رابرتسون، گزارشگر سی‌ان‌ان می‌افزاید: ما وارد یک دوره عاری از سیاست خارجی شده‌ایم. ظاهرا فرض این است که: اگر هیچ‌کس در داخل به امپراتور نگوید که تو لباس نداری چرا باید از بیرون به او نگریست؟ منظور این است که وقتی ترامپ کشورش را وارد عصر «بی‌سیاستی» کرده چرا بقیه باید با او کار داشته باشند؟ باید او را به حال خود رها کرد. وقتی ترامپ اندیشه خود را بر حقیقت بنا نمی‌کند، این بیشتر به نفع دشمنانش تمام خواهد شد. در آریزونا به جمع حامیانش گفت که رهبر کره‌شمالی به او گوش می‌دهد: «حقیقت این است که او – رهبر کره‌شمالی- دارد کم‌کم به ما احترام می‌گذارد.» با این حال، او هیچ شواهدی از این مساله ارائه نداد که چگونه موجب تغییر ناگهانی در نگاه «اون» شده است. البته «اون» هم گوش داد. او چگونه به ترامپ گوش داد؟ اندکی پس از این سخنان، رهبر کره‌شمالی موشک‌های جدیدی با سوخت جامد آزمایش کرد.

ولادیمیر پوتین که در اجلاس گروه 20 با ترامپ صحبت کرد، ترجیح داد برود تا به سخنان ترامپ بیش از اندازه گوش ندهد. متحدان آمریکا هم هر یک درحال بریدن از او هستند. برنامه ترامپ در مورد خدمات درمانی هم کار را به جایی رساند که برخی متحدان به مخالفان ترامپ تبدیل شدند. تعجبی ندارد که «ترزا می» که اندکی پس از سوگند ترامپ به آمریکا رفت تا اولین رئیس دولتی باشد که با او دیدار می‌کند اکنون سعی می‌کند فاصله خود را با او حفظ کند. در آلمان که تا انتخابات یک ماه فاصله دارد آنگلا مرکل از سوی رقیبانش متهم شده که «بسیار شبیه به ترامپ است.» موضع جهانی در مورد ترامپ در اروپا هم همین طور است. او فردی بی‌مسوولیت و یک تبهکار تلقی می‌شود. نتانیاهو هم به یهودستیزی در شارلوتسویل می‌تازد. حتی «دیوید فریدمن»، سفیر آمریکا در اسرائیل، هم به یک گزارشگر اعلام کرد که پاسخ ترامپ به این حادثه «خوب نبود». دوستان، حتی نزدیک‌ترین آنها، در کنار ترامپ ایستادن را روزبه‌روز دشوارتر می‌یابند. این باعث طرح سوالی شده که: وقتی ترامپ به این دوستان نیاز پیدا کند، آنها کجا خواهند رفت یا کجا خواهند بود؟ این دوستان ایستادن در کنار ترامپ را بسیار پرهزینه می‌یابند. بدتر از آن، نمی‌توانند با استبداد رای و دمدمی‌مزاجی و آشفتگی فکری او کنار آیند. آن ماه عسلی که دنیا انتظارش را می‌کشید – یعنی همان ثبات یا پیش‌بینی‌پذیری- تمام شده است. در قاموس رهبران جهان او دیگر یک رهبر جهانی نیست بلکه فردی است که مسوول بسیاری از بی‌ثباتی‌های جهان امروز است.

منبع:دنیای اقتصاد

بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics