کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتگو با سایت شورا پیشنهاد کرد. راهبردی در قبال شورای همکاری

کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتگو با سايت شورا پيشنهاد کرد
راهبردی در قبال شورای همکاری

بااین‌حال، نوع نگرش و ایدئولوژی سیاسی حاکم بر دستگاه‌های حکومتی دو طرف، تداوم مداخله قدرت‎های بزرگ در جهت برهم زدن نظم امنیتی بومی، شرایط و اوضاع امنیتی متفاوت کشورهای منطقه و ... باعث شده تا بار دیگر رویکرد تقابلی بر روابط ایران و شورای همکاری خلیج‌فارس حاکم شود.

جمهوری اسلامی ایران با توجه به نقش و جایگاه منطقه‌ای خود، همچنان در بلوک ضد غرب قرار دارد و با نقد وضع موجود، مخالف جدی نفوذ قدرت‌های بزرگ در منطقه است، درحالی‌که عربستان همچنان قائل به حفظ وضع موجود به‌عنوان گزینه مطلوب است. به نظر می‌رسد با توجه به رقابت میان دو قطب اصلی منطقه‎ای و جهت‌گیری‌های متعارض، وضع موجود بین دو طرف، کماکان تنش‌ها ادامه پیدا کند.



پرسش: افزایش سرسام‌آور هزینه کرد نظامی شورای همکاری با چه اهدافی و نتایجی همراه خواهد بود؟

کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، با هزینه‎های کلان نظامی و خریدهای تسلیحاتی عمده از غرب، به دنبال یک «معادله دوجانبه» هستند. در این راستا، تلاش می‏کنند تا ضمن مقابله با تهدیدات احتمالی علیه خود، در جهت جلب حمایت غربی‎ها از مشروعیت سیاسی حکومت‌هایشان در درون جوامع خود بهره ببرند. کشورهای فرامنطقه‎ای نیز از فروش تسلیحات به کشورهای منطقه، درصدد نیل به این دو هدف اصلی هستند:

قرار دادن کشورهای عرب منطقه در مدار اتحاد با غرب و وابسته نمودن آن‌ها به راهبرد سیاسی و تجهیزات غربی؛
ایجاد رقابت تسلیحاتی در منطقه و هدر دادن توان اقتصادی کشورهای منطقه خصوصاً در مقابله با جمهوری اسلامی ایران و ممانعت از شکل‌گیری بلوک‌های قدرتمند و مستقل در غرب آسیا.

در این خصوص می‎توان اشاره کرد که عربستان سعودی به‎عنوان یکی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، تنها در دوران هشت سال ریاست جمهوری باراک اوباما بیش از 110 میلیارد دلار تسلیحات خریداری کرد که این امر نشان‌دهنده تلاش کشورهای عضو شورای همکاری و در رأس آن‌ها عربستان برای ایجاد پیوندهای راهبردی و قرار گرفتن در مدار اتحاد با آمریکا و غرب است.

به‌عنوان نتیجه می‎توان گفت، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس با تعمیق روابط نظامی و امنیتی خود با آمریکا و غرب، به دنبال این هستند تا همکاری میان خود و طرف غربی را از سطح «مشارکت» وارد سطح «ائتلاف» کنند که البته دررسیدن به این هدف، به دلیل نگاه ابزاری غرب به منطقه، ناکام خواهند ماند. «اتحاد و ائتلاف» بالاترین سطح همکاری میان دو طرف در نظام بین‌الملل است که به جرأت می‏توان گفت هیچ‌گاه در دستور کار مقامات غربی با کشورهای منطقه قرار نداشته و نخواهد داشت.

پرسش: روابط دولت جدید آمریکا با شورای همکاری، چه تحولاتی را برای ایران به طور خاص و منطقه به‌طور عام رقم خواهد زد؟

به نظر می‌رسد دولت جدید آمریکا، نگاه سینوسی و کاسب‌کارانه به معادلات منطقه‌ای دارد. به عبارتی، نگاه دولتمردان جدید آمریکا به منطقه، نگاه اقتصادی، سوداگرایانه و ابزاری است. ازاین‌رو، به نظر نمی‏رسد راهبردهای آمریکا در قبال منطقه، چندان در راستای کمک به کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس باشد. هرچند ترامپ در کفه ترازو میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس، اعضای این شورا را ترجیح می‏دهد، اما به دنبال ایجاد مزیت‌های بلندمدت برای این کشورها نیز نخواهد بود. در حقیقت، آمریکای دوره ترامپ از برقراری روابط حسنه با کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس، به دنبال دو هدف اساسی است: هدف اول، استفاده از ظرفیت این کشورها در جهت بازسازی اقتصاد ورشکسته آمریکا، با فروش تسلیحات نظامی به آن‌ها و هدف دوم، ترغیب کشورهای منطقه به ایران‎هراسی و از این طریق، دوشیدن دلارهای نفتی آن‌ها. (همان‌طوری که خود ترامپ در مبارزات انتخاباتی و بعدازآن وعده داده است). ضمن اینکه آمریکا هم‌زمان تعهدات بی‌سابقه خود را در قبال کشورهای منطقه کاهش خواهد داد. با این اوصاف، به نظر می‌رسد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس تا حدی به این نکته پی بردند و اخیراً نیز از طریق کویت، سیگنال‌هایی به جمهوری اسلامی ایران برای همکاری در امور منطقه داده‌اند. در پایان می‎توان گفت، کشورهای عضو شورای همکاری به راهبردهای آمریکا در منطقه چندان خوش‌بین نیستند و درصدد ایجاد تضمین‏هایی میان کشورهای منطقه برای تأمین امنیت بومی هستند. مذاکرات دوجانبه ایران و شورای همکاری خلیج‌فارس با میانجی‌گری کویت و سفر اخیر دکتر روحانی به عمان و کویت را می‎توان تا حدی در این راستا ارزیابی کرد. هرچند شدت مخاصمات میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس به این سادگی قابل‌بهبود نیست، اما به نظر می‎رسد در آینده به سمت تأمین امنیت بومی حرکت کنند.


بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics