به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
مناقشه در دریای چین جنوبی.. بخش اول.. سید نادر نوربخش
مناقشه در دریای چین جنوبی
بخش اول
سید نادر نوربخش
دانشجوی دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
آن چیزی که با عنوان مناقشه دریای چین جنوبی شناخته میشود، در واقع یک سلسه تعارضات و اختلافات جدی بر سر تعیین مرز و حدود قلمرو دریایی و مالکیت تعدادی جزیره در این دریای واقع شده در جنوب چین میان این کشور و کشورهای همجوار آن شامل تایوان، فیلیپین، ویتنام، مالزی و برونئی و برخی اختلافات مرزی با دیگر کشورها است. از سوی دیگر ایالاتمتحده با اینکه جزو کشورهای منطقه محسوب نمیشود و از نظر حقوقی نیز ادعایی در این دریا ندارد، لکن به بهانه حمایت از اصل آزادی دریانوردی دریاها و همچنین در حمایت از موضع فیلیپین بهعنوان یک طرف درگیر در این مناقشه حضور دارد. با این حال علت اصلی حضور ایالاتمتحده در این منطقه نگرانی این کشور از افزایش قدرت چین است که ممکن است به کاهش نفوذ ایالاتمتحده منجر شود.
چین تقریبا بر کل دریای چینجنوبی ادعای حاکمیت دارد که بر اساس اصل ادعای تاریخی مطرح میشود. این ادعا موسوم به خطوط 9 گانه - Nine dash line- است. این نقشه نخستینبار هنگام حکومت ملیگرای چیانکایشک (کومینتانگ) مطرح شد و پس از به قدرت رسیدن کمونیستها مورد تایید قرار گرفت و تقریبا شامل کل مساحت این دریا است که بهطور تاریخی در اختیار چین بوده است و در برخی موارد فاصلهای بالغ بر 1200 مایل از سواحل این کشور را دربرمیگیرد. در مقابل کشورهای همجوار هرکدام ادعایی در این دریا دارند که نهتنها با ادعای چین بلکه با یکدیگر نیز در تعارض است. برای مثال ویتنام و تایوان بر دریای چینجنوبی و جزایر پارسل و اسپارتلی ادعای مالکیت دارند، کشور برونئی بر قسمت جنوبی جزایر اسپارتلی ادعا دارد و در شرق این پهنه آبی نیز فیلیپین مدعی است.
اهمیت دریای چین جنوب، به سهم این پهنه دریایی در تجارت جهانی شامل تبادل کالا و انرژی و مسیرهای کشتیرانی تعلق دارد. طی چند سال اخیر و به موازات افزایش حجم صادرات کالاهای ساخت چین از یکسو و افزایش نیاز کشورهای منطقه به منابع انرژی از سوی دیگر، این دریا اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. دریای چین جنوبی شاهراه حیاتی اتصال میان اقیانوس هند و اقیانوس آرام است، نفتی که به شرق آسیا حمل میشود پس از گذر از تنگه مالاکا همگی از دریای چین جنوبی عبور میکند، از سوی دیگر 60 درصد منابع انرژی کره جنوبی و ژاپن و بالغ بر 80 درصد از واردات نفت خام چین از طریق این دریا صورت میپذیرد. ارزش تبادلات عبوری این دریا بالغ بر 3/ 5تریلیون دلار است که میزان 2/ 1 تریلیون دلار آن به تنهایی سهم ایالاتمتحده آمریکاست.
ادامه این مناقشه در درجه نخست باعث افزایش چشمگیر هزینههای حمل و نقل خواهد شد، هماکنون شرکتهای بیمه به همین بهانه برخی تعرفههای خود را افزایش دادهاند و این احتمال وجود دارد به موازات افزایش تنشها، عبور و مرور تجاری بهطور کامل مورد محدودیت قرار گیرد و راههای جایگزین آن به دلیل فاصله بسیار و مصرف سوخت صرفه اقتصادی نخواهد داشت. از طرف دیگر بستر این دریا خود منبع عظیم ذخایر نفت و گاز طبیعی است که هنوز به بهرهبرداری نرسیده است بهطوری که بسیاری به آن لقب خلیج فارس دوم را دادهاند و بهرهبرداری چین از این منابع میتواند نیاز مبرم این کشور به واردات انرژی را برطرف کند. پیشبینیها حاکی از آن است که میزان مصرف انرژی در جنوب شرق آسیا تا سال 2030 به دو برابر میزان کنونی خواهد رسید و برآورد میشود این دریا حدود 33 درصد منابع نفت جهان را در خود جای داده است. تخمین زده میشود بالغ بر 190 تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی و 11 میلیارد بشکه نفت خام در این دریا وجود داشته باشد.
بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics