آیا پوتین در گفتگو با ترامپ با برگ ایران بازی خواهد کرد؟.. بخش چهارم

آیا پوتین در گفتگو با ترامپ با برگ ایران بازی خواهد کرد؟

بخش چهارم

روسای جمهور روسیه و آمریکا شانزدهم ژوئیه در هلسینکی پایتخت فنلاند دیدار می‌کنند و بدون شک موضوع سوریه یکی از اصلی‌ترین محورهای این گفتگو خواهد بود. ترامپ در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا ممکن است او کریمه را به عنوان بخشی از خاک روسیه به رسمیت بشناسد گفت: "باید ببینم!". شاید این نوع پاسخ پیامی بود به پوتین که دیپلماسی رئیس جمهور آمریکا تاجرمآبانه است و او نیز به دنبال بازی با حاصل جمع غیر صفر می‌باشد.

روسیه با ایران در سوریه اهداف مشترک تاکتیکی دارد، اما در عین حال اسرائیل نیز شریک استراتژیک مسکو است و از سوی دیگر مسکو به دنبال گسترش روابط استراتژیک با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و به خصوص عربستان سعودی است؛ موضوعی که در بند ۹۴ دکترین سیاست خارجی روسیه نیز بر آن تاکید شده است.

به نظر می‌رسد شراکت تاکتیکی مسکو-تهران طی سال‌های اخیر به سود تل‌آویو نیز بوده است، چرا که میخائیل بوگدانوف، معاون وزیر خارجه روسیه نیز در گفتگو با شبکه تلویزیونی «کان» اسرائیل بر محدود شدن شمار نیروهای ایرانی در سوریه با هدف مبارزه با تروریسم اشاره و تاکید کرد که این موضوع به نفع اسرائیل نیز هست.

اما واقعیت این است که اسرائیل حضور بلند مدت نیروها و مستشاران نظامی ایرانی در سوریه و به ویژه در نزدیکی مرزهای خود را تهدیدی جدی می‌داند و این موضوعی است که آمریکا نیز به شدت آن را دنبال می‌کند. همچنین باید به این واقعیت توجه داشت که روس‌ها در تجربه پسابرجامی متوجه شدند گرایش ایران به غرب بیش از تهران به مسکو است و ایران را شریک اقتصادی خوبی برای خود نداستند؛ از این جهت همگرایی روسیه با عربستان در موضوع نفت بسیار منطقی و در راستای منافع ملی این کشور بود. به نظر می‌رسد تهران در صورتی می‌توانست این موضوع را خیانت بخواند که پیشتر خطبه عقدی با طرف روس می‌خواند.

روابط ایران و روسیه به واسطه امضای برجام و حس رقابت روس ها از یک سو و حضور مهدی سنائی از معدود چهره‌های اصلاح‌طلب که گرایش مثبت به روسیه دارد به عنوان سفیر ایران در مسکو سبب شد که روابط سیاسی تهران-مسکو در سال‌های اخیر وارد فاز جدیدی شود؛ از طرف دیگر، نگاه مسئولان اقتصادی به غرب از یک سو و کج سلیقگی‌های دیپلماسی فرهنگی از سوی دیگر در کنار عینک سرگیجه دولتمداران سبب شد ایران از نقطه طلایی روابط با روسیه که بسیار برای آن تلاش شده بود، همچنان فاصله داشته باشد.

بدون شک برآیند آشفتگی در تصمیم‌گیری در ایران سبب می‌شود که نه روس‌ها و نه هیچ کشور دیگری ایران را شریک استراتژیک خود نداند، آشفتگی و چندگانگی که موضوع امروز و دیروز نیست و این چندگانگی در زمان قاجار نیز به خوبی به چشم می‌آمد.

به نظر می‌رسد که اکنون نیز تکلیف ایران با خودش مشخص نیست؛ بالاخره نمی‌داند که به کشورهای اروپایی اعتماد دارد یا نه؛ نمی‌داند آمریکا کدخداست و می‌خواهد با این ابرقدرت جهانی وارد گفتگو و مذاکره شود یا او را بدعهد و شیطان بزرگ می‌خواند.

یک طیف در ایران روسیه را دوست استراتژیک خود می‌دانند و طیف دیگر از خنجر زدن روس‌ها از پشت سخن به میان می‌آورند. واقعیت این است که روس‌ها رفتار دوگانه ندارند، بلکه مشکل آنجاست که ایران بعضا به شیوه قاجار اداره می‌شود که اگر این موضوع نباشد قطعا کسی نیز از خیانت روس‌ها و یا بدعهدی آمریکایی‌ها سخن نخواهد گفت؛ چرا که سیاست‌های اعلانی آنها فاصله چندانی از سیاست‌های اعمالی‌شان ندارد.

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics