به اقتدار جهانی ایران میاندیشیم ارتباط با ما: هاشم منفرد @irgeopoliticsmail [email protected] انسانی کتاب: مرجع تخصصی کتب علوم انسانی ensaniketab.ir سایت ما: www.irgeopolitics.com
پاشنه آشیل اقتصاد رفاقتی.. بخش دوم
پاشنه آشیل اقتصاد رفاقتی
بخش دوم
این شرکتها در توسعه اقتصادی نقشی ندارند و تنها بهعنوان منابع قدرت و رانت مطرح هستند. به این ترتیب مباحثی نظیر رقابت، نوآوری، کارآفرینی و بازده کاری در این شرکتها بهطور خاص مورد توجه قرار نمیگیرد. تنها استاندارد اداره شرکت، سرسپردگی به پوتین است.
در حلقه سوم قدرت نیز شماری از قدرتمندترین نزدیکان پوتین قرار دارند. چهار تن از شاخصترین آنها عبارتند از: گنادی تیمچنکو، آرکادی روتنبرگ، یوری کوالچوک و نیکولای شامالوف. هر یک از این افراد شرکتهای مهمی را در اختیار دارند. پوتین با اعمال نفوذ بر دستگاه قضایی، ترتیبی داده که فعالیتهای مشکوک آنها عملا قانونی محسوب میشود. با وجود این، در دیدگاه عمومی فعالیتهای این افراد «دزدسالارانه» تلقی میشود. بهعنوان نمونه، این یاران وفادار حق خرید اموال شرکتهای دولتی با قیمت توافقی را دارند. همچنین بهعنوان تامینکننده انحصاری دولت نیز عمل میکنند. سیستمی که پوتین ایجاد کرده است، شباهت زائدالوصفی به سیستم تزاری دارد که تا زمان وقوع «اصلاحات اساسی» در 1860 حاکم بود. به این ترتیب پوتین را «تزار جدید» لقب دادهاند زیرا قدرتش در عمل نامحدود است. پوتین، به جای توسعه نهادها، دست به نهادزدایی گستردهای زد که هدف اصلیاش تمرکز قدرت اجرایی، قانونگذاری و قضایی در دست خودش بود.
سرمایههای فراری
اما در غیاب حق مالکیت قابل اعتماد، ثروتمندان روس و حتی نزدیکان پوتین، میدانند تنها پناهگاه امن اموالشان، خارج از مرزهای روسیه خواهد بود. با توجه به قابلیت تبدیلپذیری کامل روبل و در نبود محدودیتهای خروج سرمایه، ثروتمندان میتوانند تمامی منافعشان را به گریزگاههای مالیاتی منتقل کنند. این فرآیند سبب شکلگیری حلقه چهارم قدرت در روسیه شده است که پوتین برآن هیچ نفوذی ندارد: گریزگاههای مالیاتی خارجی. این گریزگاهها به امنیت سابق نیستند. با اعمال قوانین مبارزه با پولشویی بر بانکهای سوئیس، محرمانه بودن گردشهای بانکی کاهش یافته است. بسیاری از جزایری که بهعنوان بهشت مالیاتی مطرح بودند نیز ماهیت قبلی خود را از دست دادهاند. تنها دو مقصد عمده باقی مانده است: ایالاتمتحده آمریکا و انگلستان. در هر دو کشور واریز ناشناس وجه به حسابهای بانکی مجاز است. مالکان داراییها نیز حق دارند هویت خود را آشکار نسازند. در آمریکا سالانه دهها میلیارد دلار از طریق حسابهای بانکی غیرشفاف منتقل میشوند. این حسابها متعلق به موسسات حقوقی هستند. دولتهای غربی در درون مرزهای خود کنترل چندانی بر فعالیتهای مشکوک به پولشویی اعمال نمیکنند. زمانی که پس از اشغال کریمه از سوی ارتش روسیه، ایالاتمتحده و اتحادیه اروپا با اعمال تحریمهای اقتصادی، اموال پوتین و نزدیکانش را بلوکه اعلام کردند، در حقیقت نتوانستند این اموال را شناسایی کنند.
نقطه آسیب پوتین، در تیررس غرب
زمان تغییر این شرایط فرا رسیده است. ایالاتمتحده و انگلستان که پناهگاه احتمالی ثروت تحریمشدگان هستند، باید در برچیدن مالکیت ذینفعان ناشناس، با همپیمانهای خود در سراسر اروپا همگام شوند. آمریکا همچنین باید سوءاستفاده از رابطه وکیل - موکل برای واریز وجوه مشکوک را متوقف کند تا از ورود پولهای کثیف به کشور جلوگیری شود. این تغییرات بهزودی اجرایی خواهند شد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به تازگی قانونی را ابلاغ کرده که خواهان تحقیق و تفحص گسترده در اموال و داراییهای صاحبان مناصب برجسته سیاست خارجی روسیه و الیگارشهای روس و خانوادههایشان در یک بازه زمانی 180 روزه است. همانگونه که کهنهسرباز لیبرال روس، لئونید گوزمان میگوید: اگر بخواهیم بر مبنای جو موجود قضاوت کنیم، دولت روسیه ساختاری بسیار شکننده دارد که با کوچکترین تلنگری فرو خواهد ریخت. این تلنگر میتواند مبارزه علیه فساد یا تلاش برای اخراج مقامات دزدسالار باشد. با توجه به حجم سرمایههای روس که در نیویورک، لندن و دیگر بازارها انباشته شدهاند، غرب موقعیت ممتازی برای بهرهبرداری از نقطه ضعف دولت روسیه دارد.
منبع: دنیای اقتصاد
بخش اول در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics