‌ 🔴🔴🔴درس ملی گرایی روسی برای نفی «ایران گرایی» …. فرجام سخن …

‌ 🔴🔴🔴درس ملی گرایی روسی برای نفی « ایران گرایی »



دکتر میر مهرداد میرسنجری، استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئوپلیتیک، روزنامه شرق، ۴ شهریور ۱۳۹۷، شماره ۳۲۲۸، صفحه ۱۵


بخش دوم


بدین سان، روسیه با ایجاد پیوستگی میان آب های دریای سپید ( مدیترانه ) و دریای سیاه قادر به برقراری اتصال مستقیم میان پایگاه نظامی سواستاپول کریمه با طرطوس سوریه شد و توانست یک دیوار امنیتی از شمال تا جنوب فراسوی مرزهای غربی خود ایجاد کند.


فرجام سخن
...راهبرد مشترک ترسیم شده توسط روسیه در ژوئن ۲۰۱۵...، راهبردی کاملا ملی گرایانه و روس مدارانه... عبارت بوده است از تجهیز هر چه بیشتر ناوگان نظامی- دریایی و تشکیل گشت های دریایی در همه مناطقی که شوروی پیشین در آنجا دارای پایگاه نظامی بوده است...


۱- با عنایت به این که تعیین خط مبدأ دریای کاسپی به بعد موکول شده است، به فرص این که مفاد این کنوانسیون را ( که حقوق مسلم ما را نفی می کند ) بپذیریم، مادام که خط مبدأ مشخص نشده، هیچ چیز، نصیب ایران نحواهد شد.

۲- بند ۱ ماده ۸ کنوانسیون، تمام اقدامات ۴ کشور بازمانده از شوروی پیشین با یکدیگر، در زمینه تقسیم دریاچه، بستر و زیربستر را که قبلا انجام گرفته و سال ها مورد اعتراض ایران بوده است ( از جمله سهم های اعلام شده ۳۰ درصدی قزاقستان و ۱۷ درصدی روسیه که بیش از ۵۳ درصد را برای سه کشور دیگر، یعنی بیشینه ۱۷ درصد را برای هریک از جمله ایران باقی نمی گذارد !!) را تأیید کرده و به رسمیت می شناسد.

۳- تمام اسناد و مدارکی که در طول ۹۷ سال گذشته، برای تهیه و امضای آن خون دل ها خورده شده است از جمله قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میلادی، فسخ ضمنی می شود.

پس هوشیار باید بود که بازیابی قدرت مداری روسیه با تشکیل اتحادیه تازه سازی چون « اوراسیا» با عضویت ۵ کشور شوروی پیشین، شامل روسیه،قزاقستان، بلاروس، ارمنستان و قرقیزستان، انکار ناپذیر است و به روشنی می توان دریافت که رهبران روسیه می خواهند در چارچوب اتحادیه اوراسیا، به صورت گام به گام، نقش ابرقدرتی سابق خود را بازیابند و اعمال قدرت روسیه در تدوین کنوانسیون حقوقی دریای کاسپی و رسمیت بخشیدن به توافق های دوجانبه، در آن و دستاورد منجر به جشن ملی سهم ۱۷ درصدی برای روسیه و سهم ۳۰ درصدی برای قزاقستان از ثمرات آن برای مسکو بوده است.

بنابراین، با توجه به مسائل ملی و فراملی منطقه ای و فرامنطقه ای، جای خالی رویکرد ایران گرایانه و راهبرد کلان «اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايرانی» در دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شدت احساس می شود.
طرحی با رويکرد همگرايی منطقه ای، درقالب فرهنگی، هويتی و اقتصادی بين مردم کشور‏هايی که در طول هزاره ها و در تاريخ پر فراز و نشيب ايرانشهری، در کنار هم زيسته ‏اند و از عناصر فرهنگی و تمدنی مشترک بهره برده اند و در حال حاضر نيز به دليل «عناصر مختلف فرهنگی»، «پيوستگی جغرافيايی» و «همپوشانی ژئواکونوميک»، بسترهای تشکيل این اتحاديه فرهنگی، اقتصادی، سياسی و امنيتی بين آن ها فراهم است.

بی تردید، شکل گیری«اتحاديه کشورهای وارث تمدن ايرانی» با احترام به مرزهای هر کشور و با محوریت ایران، در شرایطی که ۴ کشور از ۱۱ کشور مستقل این اتحادیه در کرانه های دریای کاسپی قرار دارند، می تواند حتی در بلند مدت، بازیابی اعمال قدرت تاریخی و احقاق حق حداکثری تاریخی ایران را در دریای کاسپی، قفقاز و ورارود رقم زند.
این مهم در نخستین گام باید با اعمال قدرت قاطعانه دولت ملی و ایران گرا در احقاق حق « برابر، مساوی و مشاع » ایران با شوروی ( و هم اکنون، چهار جمهوری جانشین شوروی پیشین ) توسط دستگاه دیپلماتیک ایران همراه باشد و تلاش در تشکیل یک نهاد منطقه‌ای جهت همکاری، هماهنگی، سیاست‌گذاری و بهره‌برداری مشاع و مشترک از منابع دریاچه مازندران به نسبت ۵۰% برای جمهوری اسلامی ایران و ۵۰% برای جمهوری‌های جانشین شوروی سابق.

نقل از: کانال اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی

ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics