پایان خواب زمستانی خرس روسی؛

پایان خواب زمستانی خرس روسی؛

روسیه و خاورمیانه بزرگتر کاخ سفید - بخش اول


اکنون این خرس روسی دیگر عصبانی نیست و سعی می‌کند با ژستی دیپلماتیک در کنار نظامی بودن، قلمرو خود در خاورمیانه را حفظ نماید؛ اگرچه آمریکای ترامپ از اختلاف میان مسکو و تهران خوشحال خواهد شد، اما با این وجود ترجیح می دهد روسیه سرگرم خاورمیانه باشد؛ اما چرا؟

دیدبان روسیه: خاومیانه همواره جایگاه خاصی در دکترین سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا داشته است؛ چه آن هنگام که سیاست دو‌ستونی نیکسون در این کشور حکم فرما بود و چه در زمانی که نومحافظه کاران طرح خاورمیانه بزرگتر را در سر می‌پروراندند و به موجب آن در دوران ریاست جمهوری جورج بوش پسر به عراق حمله کردند و رژیم صدام را سرنگون ساختند. طرحی که تئوریسین‌های آن به دنبال تغییر رژیم‌های ناهماهنگ با کاخ سفید در منطقه بودند تا بتوانند با تحمیل برخی اصلاحات سیاسی و اجتماعی خاورمیانه را در دهکده جهانی ادغام نمایند. اما با سقوط صدام و گذار این کشور به جمهوری فدرالی دموکرراتیک پارلمانی اسلامی، توازن‌های قدیمی در منطقه به هم ریخت.

با روی کار آمدن دموکرات‌ها، البته نفوذ جای خود را به حمله مستقیم نظامی داد و ایالات متحده در راستای اجرای طرح سیاسی خود، جنبش‌های تجدید نظر طلب را حمایت می‌کرد تا خاورمیانه بزرگتر را ترسیم کنند. بهار عربی آرام آرام بسیاری از کشورهای هدف را در آغوش گرفت و موج آن به سوریه کشیده شد تا هلال شیعی را نیز درگیر این طرح کنند. اما همه چیز آن طور که می بایست پیش نرفت؛ از یک سو امواج افراط‌گرایی بالا می‌رفت و ناامیدی و بی ثباتی نه تنها دولت‌ها که ملت‌ها را نیز در بر می‌گرفت؛ و از سوی دیگر نفوذ در کشورهای خارج نزدیک روسیه سبب شد، خرس روسی آرام آرام از خواب زمستانی (پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) بیدار شود تا به واکنش‌های عقاب در خاورمیانه واکنش نشان دهد و بار دیگر به نقش پردازی در منطقه خاورمیانه یا همان غرب آسیا بپردازد.


► بهار عربی و رابطه خرس و عقاب

بدون تردید بهار عربی تاثیر منفی بر طرح ریست آمریکایی‌ها داشت؛ چرا که آنچه کاخ سفید را خوشحال می‌ساخت موجب اضطراب کرملین می‌شد. البته از آنجایی که مسکو منافع استراتژیک خود را به روشنی بیان نکرده بود، برخی بر این باور بودند که منافع روسیه و آمریکا در تقابل یکدیگر قرار ندارد؛ اما رفته رفته واگرایی در منافع میان آنها آشکار شد و با پیدایش بحران اوکراین، خرس روسی به یکباره نه تنها بیدار که بسیار خشمگین شد. در آن هنگام یک دیپلمات اسرائیلی گفته بود برای ما آسان تر است که به آمریکایی‌ها قورباغه بخورانیم، تا اینکه خشم خرس روسی را درک کنیم و از این رو بود که اسرائیلی‌ها در موضوع اوکراین بر خلاف میل کاخ سفید، سکوت اختیار کردند.

در ابتدای بهار عربی، اختلاف‌ها میان مسکو و واشنگتن آشکار نشده بود. با وقوع بهار عربی بین ده تا پانزده دلار بر قیمت هر بشکه نفت افزوده شد و نفت در اوایل فوریه 2011 به بالای صد دلار به ازای هر بشکه رسید. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان اقتصادی، افزایش قیمت نفت در آن هنگام متاثر از بهار عربی بود، که البته این رشد چشمگیر نفت اوپک خوشحالی کرملین را نیز به دنبال داشت؛ اما در مقابل مسکو از این موضوع واهمه داشت که مبادا امواج این تظاهرات‌های خود جوش که به رهبری شبکه‌های مجازی صورت می‌گیرد، به آسیای مرکزی و قفقاز نیز برسد. از این‌رو با رسیدن بهار عربی به لیبی، روسیه حساسیت‌های خود را نسبت به ورود ناتو اعلام کرد و "دمیتری مدودوف" اعلام کرد که هدف آمریکا از این خیزش‌ها تغییر سیاسی در روسیه است. از همین رو بود که مسکو از رای به قطعنامه شورای امنیت در مورد لیبی خودداری کرد. در آن هنگام "ولادیمیر پوتین" معتقد بود که تحمیل دموکراسی موجب ظهور اسلام گرایان در شمال آفریقا می‌شود و این پتاسیل به وجود می‌آید که برخی مناطق روسیه و قفقاز را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

با رسیدن طرح بهار عربی به سوریه، تقابل در منافع کرملین و کاخ سفید به وضوح شکل گرفت و وزیر خارجه روسیه اعلام کرد که اقداماتی که هدفش سرنگونی دولت سوریه است، می‌بایست متوقف شود.

بخش دوم در کانال ژئوپولیتیک ایرانی
@irgeopolitics