آخرین اخبار و دستاورد های علمی پزشکی کوهستان و طب ارتفاع، حوادث کوهنوردی و امداد و نجات کوهستان کشور، دوره های آموزشی و ....اطلاع رسانی خواهد شد. مدیر مسئول انجمن دکتر حمید مساعدیان @DrHamidMosaedian دبیر انجمن دکتر هومن ابراهیمی @DrHoomanEbrahimi
گزارش عملیات نجات خانم رزا علیپور.۷ اسفند ۱۳۹۴. دماوند از زبان کوهنورد ارزشمند حسین صالحی:
گزارش عملیات نجات خانم رزا علیپور
7 اسفند 1394
دماوند از زبان کوهنورد ارزشمند حسین صالحی:
انجمن پزشکی کوهستان ایران: به نام آن که ما را وسیله ای برای نجات همدیگر قرار داد.
بسیار خوشحالم که خداوند این فرصت رو به من داد تا بتوانم جان یک انسان رو نجات دهم و همچنین خوشحالم که خانم رزا علیپور اکنون درصد هوشیاری بهتری پیدا کرده و رو به بهبودی هستند.
داشتن تجهیزات اسکی کوهستان و همچنین یادگیری تکنیکها، اصول و مهارتهای اسکی کوهستان برای تمام صعود کننده های زمستانه الزامی است. صعود با تجهیزات و علم اسکی کوهستان ،صعود های زمستانه را بسیار ایمن تر، سریعتر، سالمتر و لذت بخش تر می کند. از تمام دنیا برای این نوع صعود به دماوند می آیند اما متاسفانه ما همچنان به فکر صعود زمستانه دماوند و بعد سر خوردن از روی یخچالهای به پایین هستیم! که هر ساله تعداد زیادی آسیب به همراه داشته است. دانش اسکی کوهستان و یا کوهنوردی با اسکی متعلق به تمام صعود کننده های زمستان است.
6-8 اسفند برنامه کلاس آموزشی یخچال نوردی با اسکی و همچنین صعود قله دماوند را به همراه دو کارآموز داشتم. صبح روز جمعه از بارگاه سوم به قصد هم هوایی و کار بر روی یخچال تا ارتفاع 4700 صعود کردیم. تقریبا ساعت 15 به بارگاه بازگشتیم. حدود ساعت 19:30 در بارگاه سوم دماوند بودیم که از طریق آقای عباس بیاتی با خبر شدم که شخصی در مسیر بازگشت از قله دچار آسیب شدید شده. با تعدادی تماس و بررسی متوجه شدیم که شخص حادثه دیده حدود ساعت 18 در ارتفاع تقریبی 5000 در مسیر بازگشت هنگام سر خوردن روی یخچال حدود200 متر پرت شده است و دچار شکستگی دست و پا و کمر شده و قادر به حرکت نیست. همراه مصدوم(علیرضا جانفزا) شوک زده با فریاد کمک کمک از تیم کوهنوردان خوب و فداکار خانم پرستو ابریشمی و آقایان نیما اسکندری و کامران علیزاده که مسیر یال ملاخوران را یک روزه صعود کرده بودند و از قله باز میگشتند با تمام خستگی که داشتند در کنار مصدوم ماندند و با پوشاک گرمی که داشتند مصدوم را گرم نگه می دارند. خانم ابریشمی با اطلاعات دقیق با تلفن همراه موقیت را به ما اعلام کردند. وضعیت مصدوم طوری بود که اگر در آن سرما و ارتفاع تا صبح میماند دوام نمی آورد و دیگر نفرات همراه نیز به مرور دچار سرما زدگی و آسیبهای بیشتر میشدند آقای بیاتی، میلاد (از دوستان مصدوم) و من که در بارگاه بودیم سریعا تصمیم به صعود و عملیات نجات گرفتیم. برانکارد در پناهگاه موجود نبود. تنها و شاید بهترین ابزار برای حمل مجروح اسکی ها بودند. ساخت بسکت با اسکی رو از مربیان ایتالیایی آموخته بودم. مقداری اب گرم، نوشیدنی شیرین، کت پر و دستکش پر اضافه ، تعدادی طناب های انفرادی و اسکی ها را برداشتم و ساعت 20:00 حرکت کردم. کیسه خواب و زیر انداز رو هم میلاد برداشت ، آقای بیاتی هم مقداری لباس گرم و نوشیدنی برداشتند. در تمام مسیر به خدای مصدوم فکر میکردم که داره منو صدا میکنه. ساعت 9:30 رسیدم به محل حادثه ارتفاع 4900. بچه ها خیلی سردشان بود و تشنه بودند و خوشبختانه با دیدن من روحیه گرفتند. نبض مصدوم رو چک کردم و سریع به ساختن بسکت مشغول شدم ،ساخت بسکت 40-50 دقیقه زمان برد ولی خیلی محکم و بدون شک ساختمش... عملا پایین بردنش از سمت یال اصلی اون وقت شب با نفرات خسته غیر ممکن بود و اگه هم میشد خیلی انرژی و زمان میبرد. بسکت اسکی برای منطقه های برفی مناسبترین ابزاره ولی به شرط این که صحیح و اصولی بسته بشه. تو این فاصله که که بسکت آماده بشه میلاد هم رسید و مصدوم و به سختی داخل کسیه خواب کردیم. با همه این که مصدوم هیچ حرفی نمی زد ولی حس میکردم میفهمه که داریم میبریمش پایین... یه سطح صاف درست کردم و خیلی خوب با زیر انداز بستمش رو برانکارد. خیلی سنگین بود. کار تموم شده بود و ما آماده حمل. ساعت 11 آقای بیاتی هم رسید. به بچه ها روحیه خوبی داد. نوشیدنی گرمش عالی بود. به دکتر مساعدیان زنگ زد و موافقت ایشون رو هم بابت انتقال خانم علیپور به پایین گرفت. چرا که اگه تو اون وضعیت و سرما اونجا میموند شاید تا صبح دوام نمی آورد. 40 متر فاصله عرضی تا یخچال رو خیلی با احتیاط و آرام طی کردیم... این 40 متر خیلی انرژی و زمان برد... به یخچال که رسیدیم یه نفس راحت کشیدم. ولی اصل کار این جا تازه شروع میشد... مهار کردن مصدوم روی اون برف و یخ و شیب از همه مهمتر بود. زمان درست کردت برانکارد باطوم ها رو طوری زیر اسکی بسته بودم که مثل یه ترمز عمل میکرد. از طرفی هم دو تا حمایل جلو با حلقه های که دور گردن و زیر بغل دو نفر جلو بسته میشد که برای کشیدن مصدوم گذاشتم و خودم هم با یک تسمه دور کمرم از بالا حرکت و جهتش رو کنترل میکردم. آقای بیاتی و نیما جلو بودن. خانم ابریشمی هم با یه میانی از کنار حمایت میکردند. میلاد جلو میرفت و مسیر و تشخیص میداد. همگی با کرامپون و کلنگ بودیم و خیلی آروم و با احتیاط و به به