نوشتههایی از همه جا درباره اقتصاد و اجتماع با تاکید بر رابطه قدرت و ثروت مسیر ارتباطی: @jafkheir
«رانتخواری به زبان ساده» (۳). یارانهها و مقرراتگذاری
«رانتخواری به زبان ساده» (3)
يارانهها و مقرراتگذاري
دزدي و رشوهگيري از مهمترين روشهاي غيرقانوني تصاحب ثروت ديگران است. حالت ديگر اينكه به جاي نقض قانون، از قانون براي گرفتن ثروت ديگران استفاده كنيم. سياستمداران سعي در هدايت سیاستها به سمت يارانهدهي به فعاليتهاي مختلف دارند. در اين حالت دولتها مثلاً شروع به يارانهدادن به شركتهاي تلفن، صنعت بانكداري، راهآهن، برق، توليدكنندگان فولاد، كشاورزان، پروازهاي هواپيما، نيروگاه بادي، معادن ذغال سنگ، صنايع جنوب، صنايع شمال، صنايع اصلي، صنايع صادراتي، صنايع سبز، كسبوكارهاي در اقليتمانده، كسبوكارهاي اكثريتيافته و غير آن ميكنند. يارانهها را اغلب در كشورهاي متفاوت به گروهها و اهداف متفاوتي پرداخت ميكنند- بنابراين در دوران آرژانتين خوان پرون و روسيه استالين، كشاورزان روستايي به كارگران شهري يارانه ميدادند در حالي كه در امريكا، اتحاديه اروپا و ژاپن كارگران شهري به كشاورزان روستايي يارانه ميدهند.
معافيتهاي مالياتي از جنبه اثرات علت و معلولي به يارانهها شباهت دارد. لابيكنندهها شروع به گنجاندن انواع تبصرههاي خاص و معافيتها در قوانين مالياتي به نفع گروههاي پرنفوذ ميكنند. كشورها به شكلهاي گوناگون اين كارها را ميكنند مثلاً با كاهش نرخ ماليات بر درآمد حاصل از فعاليتهاي گاوداري، عرضه نفت، فروش اينترنت، نهادهاي ديني، توليد صفحههاي خورشيدي، خانههاي در تصرف مالك، كسبوكارهاي اقليت، كسبوكارهاي اكثريت ، كسبوكارهاي كوچك. منتقدان، اين گونه بندها و تبصرههاي مالياتي كه معافيتها و مزاياي خاص براي اقشار و گروههايي از جامعه قائل ميشود را «راههاي قانونگريزي» (به زبان خودمان كلاه شرعي درستكردن) مينامند. در صورتي كه موافقان و تحسينكنندگان، اينها را «مشوقها و انگيزههايي» براي رسيدن به اهداف ملي و متعالي مانند اكتشاف نفت، انرژي تجديدپذير، تبليغ دينداري، خودكفايي در مواد غذايي، امنيت ملي، توسعه كسبوكارهاي كوچك، كشاورزي پايدار و خانهدار شدن مردم ميدانند.
يارانهها در اقلام بودجهاي انعكاس پيدا ميكنند در حاليكه تبعيضها و معافيتهاي مالياتي در قوانين ظاهر ميشوند. يكي از راههاي مورد استفاده سياستمداران براي كاهش امکان ديدن پولهاي انتقاليافته از شهروندان به حاميان و طرفداران خود، جلوگيري از رقابت و ايجاد انحصار است. اگر ميخواهيد با محدودكردن رقابت ثروتمند شويد، تنها كافيست يك مجوز انحصاري براي فعاليت تاكسيراني در يك فرودگاه بينالمللي به دست آوريد، بتوانيد علائم جادهاي را از طريق مزايده با پاكات بسته به وزارت راه بفروشيد، تمام طيف الكترومغناطيس براي تلفنهاي همراه در يك كشور را مالك شويد، يا با وجود تنها دو كارخانه خودروسازي در داخل كشور در پشت ديوار تعرفهاي شروع به توليد خودرو كنيد. كشورها براي هدايت منابع به سمت گروههاي مدنظر خود از راههاي گوناگون استفاده ميكنند، مثلا فروش آسپرين را بدون داشتن نسخه پزشك ممنوع ميكنند، بيناييسنجها و وكلا را از تبليغ كردن نرخ خدمات خود منع ميكنند، بانكها را ملزم به وامدادن با نرخهايي زير نرخ بازار به هواداران سياسي خود ميكنند، استقرار خدمات خشكشويي را در فاصله كمتر از دو كيلومتري يكديگر منع ميكنند و كشاورزان را مجبور ميسازند تا محصول مازاد خود را منحصراً به يك صادركننده حكومتي با قيمتي زير قيمتهاي بازار جهاني بفروشند.
پوشش محافظتي در مقابله با رقابت به شکلهایی مثل صدور پروانه، مجوز، دستور حکومتی، ایجاد منع و محدوديت، مقرراتگذاري، مغايرت، امتياز ويژه، و قراردادهاي دولتي ايجاد ميگردد. بوروكراتهاي دولتي و سياستمداران با استفاده از چنين تمهيدات و اسبابهايي تعيين ميكنند مكانيابي يك كارخانه در كجا باشد، چه كالاهايي را ميتواند توليد كند، به چه كساني بايد بفروشد و چه كساني را به استخدام درآورد. با اين تمهيدات است كه دوستان و نزديكان سياستمداران در برابر رقابت محافظت ميگردند و دوستان نيز در عوض با اهداي كمك، رشوه و جمعكردن رأي در هنگام انتخابات جبران ميكنند. با قدرت سياسي ميتوان رقابت را محدود كرده و قدرت بازار براي جناحهاي هوادار سياسي ايجاد كرد: اقشاري مانند كارآفرينان، اتحاديههاي كارگري، طبقه مرفه، طبقه مستضعف، اكثريت قومي، اقليت قومي، مردان، زنان، بيناييسنجها، داروسازها و داروفروشها، پيمانكاران دفاعي، مدارس مذهبي، مدارس دولتي. بهرهمندان از اين فعاليتهاي حكومت، آنها را به نام كمك به رفع محروميت، توسعه اشتغال، رشد اقتصادي، امنيت ملي یا غذایی، فرصتهاي برابر، عدالت اجتماعي، سلامت عمومي، حمايت از مصرفكننده، كاهش آلودگي و غير آن توجيه ميكنند.
https://telegram.me/jafar_kheirkhahan