شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۹..۱۲. نوای باربد و ساز بربط و مزمار. طریق کاسهگر و راه ارغنون و سهتا،
قصیدهٔ۹
۱۲. نوای باربد و ساز بربط و مزمار
طریق کاسهگر و راه ارغنون و سهتا،
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
نوا: نغمه و آهنگ.
باربد: نام رامشگر خسروپرویز است. گویند اصل وی از جهرم بوده که از توابع شیراز است و در فن بربطنوازی و موسیقیدانی عدیل و نظیری نداشته است و سرود مسجع از مخترعات اوست و آن سرود را خسروانی نام نهاده بود.
باربد پس از تقرب به خسروپرویز برای ایام هفته هفت نغمه و برای سی روز سی نغمه و برای ۳۶۰ روز سال سیصد و شصت نغمه ساخته بود. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)
ساز: آهنگ.
بربط: کلمهٔ یونانی است؛ یکی از متداولترین و مهمترین سازهای دورههای گذشته و تاریخ ایران و عرب بوده است؛ سازی است مانند عود و طنبور دارای کاسهٔ بزرگ و دستهٔ کوتاه. بربط چهار تار مزدوج -یعنی هشت رشتهٔ سیم- داشته است. خاقانی بربط را زیاد به کار برده و از شکل و تارهای آن تعبیرات و تشبیهات گوناگون خلق کرده است.
مزمار: از تعریفات مختلف مزمار به نحوی که بوعلی نیز بیان داشته است و از آن به آلتی چوبی به شکل لوله که نوازنده از یکی از دو انتهای آن به داخل لوله میدمد یاد نموده، چنین دریافت میشود که مزمار در عرب شی لولهمانندی است که در آن دمند؛ و به همین مناسبت واژهٔ مزمار مفهومی عام برای تمامی سازهای بادی (مانند نای در فارسی) و در معنای اخصّ اطلاقی به لولههای صوتی دارای قمیش یا زبانه بوده است؛ کما اینکه از بین سازهای مصر باستان قرهنی مضاعف (دوزبانهای با یک صدا) را میتوان با زمر(zamr) نی امروز عرب مقایسه نمود. البته فارابی صدای مزمار را قویتر از نای متذکر شده است. مزمار در معنی کلیتر گاهی به دیگر آلات موسیقی مانند عود نیز اطلاق شده؛ لیکن از روی سهو و اشتباه فرهنگنویسان از مزمار به آواز خوش و سرود و شعری که با آن نی نوازند و همچنین دعایی که با ترنم و آواز خوانده شود، تعبیر شده است. (واژهنامهٔ موسیقی ایران زمین)
طریق: راه، نغمه و آهنگ، مقام و پرده.
کاسهگر: سازندهٔ کاسه، نقارهنواز و نقارهچی، از راهها و الحان عهد ساسانیان.
کاس بخندید کز نشاط سحرگاه
کوس بشارت نوای کاسهگر آورد
(دیوان، ص۱۴۷)
خاقانی در بیت فوق اشاره میکند به نواختن در صبحگاه، کاسهگر به معنی نقارهنواز است؛ زیرا صحبت بر سر کوس و کاس و نواختن در صبحگاهان است. در جای دیگر نیز به همین معنی اشارت دارد که:
کاس می و قول کاسهگر خواه
چون کوس بگه فغان برآورد
(دیوان، ص۵۰۶)
از آن به نام خنیاگری مخترع قول کاسهگر و یا نام مردی مطرب که کاسهای چینی را خوب مینواخته، تعبیر شده است. (واژهنامهٔ موسیقی ایرانزمین)
راه: نغمه و آهنگ، پرده و مقام و اصول خوانندگی و نوازندگی.
ارغنون: (نک به قصیدهٔ۳؛ بیت۱۲)
سهتا: سهتار، (نک به قصیدهٔ۴؛ بیت۵۵)
@khaghanieshervani