شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۳..۴۰. خرد خطیب دل است و، دماغ منبر او. زبان به صورت تیغ و، دهان نیامآسا،..۴۱
قصیدهٔ۳
۴۰. خرد خطیب دل است و، دماغ منبر او
زبان به صورت تیغ و، دهان نیامآسا،
۴۱. درون کام رها کن زبان، که تیغ خطیب
برای نام بوَد در برش، نه بهر وغا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
دماغ: مغز سر، مخ، مخچه، به عقیدهٔ قدما محل روح نفسانی است و آن را آلت قوهٔ ناطقه میدانستند.
وغا: جنگ.
بین «کام» و «نام» جناس لاحق است.
معنی: همانگونه که شمشیر در دست گرفتن خطیب جنبهٔ نمادین و تشریفاتی دارد، تو نیز زبان را که به منزلهٔ سلاح است، در دهانت غلاف کن؛ یعنی خاموش و بیادعا باش.
شاعر خرد را در حکم خطیب، دل و مغز را منبر او، زبان را در حکم شمشیر این خطیب و دهان را غلاف شمشیر پنداشته است.
@khaghanieshervani