قصیدهٔ۷..۱۹. آفتاب مشتری‌حکم و سپهر قطب‌حلم. زیر دست آورده مصری‌مار و هندی‌اژدها

قصیدهٔ۷

۱۹. آفتاب مشتری‌حکم و سپهر قطب‌حلم
زیر دست آورده مصری‌مار و هندی‌اژدها

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
مشتری: زاوش، هرمزد، اورمزد‌ و رامش نام‌های فارسی آن است و نام دیگر آن برجیس است، آریایی‌ها قبل از مهاجرت به سرزمین کنونی خود، ایران، مشتری را به عنوان ربّ‌النّوع درخشان آسمان (به نام هورمزد) می‌پرستیدند و این پرستش احتمالاً قبل از مذاهب میترایی و در امتداد آن وجود داشته است.
اعتقاد به خدایی اهورامزدا در آیین زردشتی که هورمزد یا اورمزد(ستارهٔ مشتری) است، دنبالهٔ همان اعتقاد است. زئوس یونانی که با زاوش فارسی یکی است، نشانه‌ای از یکسان بودن این اعتقاد در میان ملل این کشورهاست.
در نجوم احکامی مشتری، کوکب قضات، علما، اشراف، اصحاب مناسب، ارباب نوامیس و ترسایان است. بر مبنای همین باورها مشتری در شعر فارسی القابی چون حاکم ایوان ششم، قاضی صدر ششم، طیلسان‌دار چرخ، خواجهٔ اختران، خواجهٔ هفت اختر و‌ خواجهٔ اجرام یافته است. به علّت سعد بودن مشتری، سعد اکبر، سعد فلک، سعد آسمان، سعد گردون، موفّا، سعدالسعود و کوکب سعد یا کوکب سعادت القاب و وصف‌های دیگری است برای آن. خاقانی از مشتری و خصوصیّات او زیاد آورده و او را «پیر ششم‌چرخ» خوانده و سعد بودنش را بسیار در نظر دارد. (فرهنگ اصطلاحات نجومی)
آفتاب و سپهر: استعاره از ممدوح.
قطب: میلهٔ وسط آسیا که سنگ آسیا حول محور آن می‌چرخد و بسیار محکم و استوار است.
مشتری‌حکم و قطب‌حلم: هر دو‌ از صفات ممدوح است؛ ممدوحی که فرمانش مانند فرمان و‌ حکم مشتری همه سعد، نیکی، اصلاح و داد، و حلمش چون قطب آسیا محکم و پابرجاست.
مصری‌مار: ترکیب وصفی مقلوب، مار مصری، استعاره از قلم؛ چون بهترین نی قلم را از مصر می‌آوردند.
هندی‌اژدها: اژدهای هندی، استعاره از شمشیر هندی.

@khaghanieshervani