قصیدهٔ۳..۱۶. ببین که کوکبۀ عمر خضروار گذشت. تو بازمانده به چو موسی به تیه خوف و رجا

قصیدهٔ۳

۱۶. ببین که کوکبۀ عمر خضروار گذشت
تو بازمانده به چو موسی به تیه خوف و رجا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
کوکبۀ عمر: جاه و جلال و شکوه عمر، استعاره از روزگار جوانی.
خضر: نام یکی از پیغمبران یا اولیاست. این نام در قرآن کریم نیامده است و تنها چیزی که هست وصف او به عبودیت و حصول علم لدنی برای اوست. (آیۀ 65 سورۀ کهف). مطابق اکثر روایات اسلامی نام او خضر و کنیتش ابوالعباس است. بعضی نام او را الیَسَع گفته‌اند. دربارۀ شهرت وی به خضر می‌گویند که او از هر جا می‌گذرد و یا هر جا که نماز می‌گزارد، زمین در زیر پا یا اطراف سبز و خرم می‌شود. و بعضی گفته‌اند که نامش ایلیاست و مادرش رومی و پدرش از پارس بوده است. خضر سبزپوش است؛ از این رو کسانی که برای برآوردن حاجات خود برای خضر نذر کرده‌اند، جامۀ سبز می‌پوشند. به روایتی پسر پسرخالۀ اسکندر بود؛ همچنین به روایتی خضر برادر الیاس است؛ اسم پدر الیاس مهراس بود و او از نظر داستانی با الیاس به معنی ایلیا ربطی ندارد. بنابراین خضر و الیاس نمی‌توانند برادر باشند.
خضر و الیاس و اسکندر برای طلب آب حیات به ظلمات می‌روند، خضر و الیاس از چشمۀ حیوان می‌نوشند و عمر جاویدان می‌یابند؛ اما هنگامی که اسکندر می‌خواهد از آب حیات بنوشد، ناگهان چشمه از نظرش ناپدید می‌شود. چشمۀ حیوان در صخره‌ای موسوم به صخرۀ موسی در مجمع البحرین بوده است.
عبدالرزاق کاشانی می‌گوید: خضر کنایه از حالت بسط و الیاس کنایه از حالت قبض است. کاشانی وجود شخصی را که از زمان موسی تا آخرالزمان زنده مانده باشد غیر محقق می‌شمارد.
موسی: ماجرای موسی و خضر در آیات 82-60 سورۀ کهف آمده است.

معنی: همان‌گونه که خضر از موسی به سرعتت جدا شد و رفت، جوانی تو نیز بسان خضر به سرعت گذشت و رفت و تو هم مانند موسی که در تیه سرگردان بود، در دنیا سرگردان و حیرانی.

@khaghanieshervani