قصیدهٔ۵..۳۹. چون نوبت نبوت او در عرب زدند. از جودی و احد صلوات آمدش جزا

قصیدهٔ۵

۳۹. چون نوبت نبوّت او در عرب زدند
از جودی و احد صلوات آمدش جزا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
نوبت زدن: کنایه از آگاه کردن و اعلام نمودن.
نوبت نبوّت زدن: اعلام پیامبری کردن.
جودی: نام کوهی است که کشتی نوح پس از طوفان بر فراز آن نشست. نام این کوه در قرآن یکبار در آیهٔ ۴۴ سورهٔ هود آمده است.
راجع به محل آن نظرهایی است؛ برخی آن را در عربستان و یکی از دو کوه قلمرو قبیلهٔ طیّ می‌دانند و گاهی جای آن، سلسهٔ «کاردین» در مشرق دجله نزدیک موصل معین شده است و برخی هم آن را در جریرة‌الشّام آن سوی آمِد یا دیار بکر امروز دانسته‌اند.(فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی)
احد: کوهی است نزدیک مدینهٔ منوّره.
صلوات: جمع صلات، درودها، تحیت‌ها و رحمت‌ها.
صدا: بازتاب و انعکاس صوت، پژواک.
بین «نوبت» و «نبوّت» صنعت قلب بعض است.

@khaghanieshervani