شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۵..۴۰. بر خوان این جهان زده انگشت در نمک. ناخورده، دست شسته از این بینمکابا
قصیدهٔ۵
۴۰. بر خوان این جهان زده انگشت در نمک
ناخورده، دست شسته از این بینمکاَبا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
انگشت در نمک زدن: اشاره به سنتی است برای آغاز کردن به غذا خوردن که غذا را با نمک آغاز کنند و با نمک پایان برند. در خبر است که پیامبر (ص) به علی (ع) فرمودند: إفتَتَح بِالمِلحِ وَٱختِم به فَانَّه مَن إفتَتَح بالمِلح وَ خَتَمَ به عوفی مِن إثنَینِ وَ سَبعَینِ نَوعاً مِن أنواعِ البَلاء.
با نمک آغاز کن و به پایان بر که همانا هر که با نمک آغاز کند و به پایان برد، از بسی بلاها سالم ماند. (سفینة البحار، ذیل ملح)
دست شستن: چشم پوشیدن، و نیز در اینجا مراد دست شستن پس از پایان غذاست.
بینمک: کنایه از بیمزه و ناگوار.
ابا: آش.
بینمکابا: استعاره از دنیا و نعمتهای آن.
شبیه این مضمون را خاقانی در جای دیگر گفته است:
دلگرسنه درآمد بر خوان کاینات
چون شبهتی بدید، برون رفت ناشتا
(دیوان، ۵)
بین «انگشت» و «دست»، «خوان» و «نمک» تناسب است.
معنی: آن حضرت(ص) بر سر سفرهٔ جهان نشست، ولی نخورده دست کشید و طعام این جهان را همچون آش بیمزه یافت.
@khsghanieshervani