قصیدهٔ۶..۲۳. مغزشان در سر بیاشوبم که پیلند از صفت. پوستشان از سر برون آرم که مارند از لقا

قصیدهٔ۶

۲۳. مغزشان در سر بیاشوبم که پیلند از صفت
پوستشان از سر برون آرم که مارند از لقا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
آشوبیدن: آشفتن، پریشان کردن.
پیلند از صفت: دارای صفت پیل هستند، هرگاه بخواهند پیل را آرام کنند و به حرکت درآورند، با چکش بر سرش می‌کوبند. (فرهنگ اشارات، سیروس شمیسا)
پوست از سر بیرون آوردن: کنایه از سخت تعذیب و تنبیه کردن، برای استفاده از پوست مار معمول بوده که پوست آن را کنده، از سر بیرون می‌آوردند.
از: در هر دو مصراع به معنی سببیت است.
لقا: دیدار، چهره.

@khaghanieshervani