شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۹..۳۱. به سال عمرم از او بیستوپنج بخریدم. شش دگر را شش روز کون بود بها
قصیدهٔ۹
۳۱. به سال عمرم از او بیستوپنج بخریدم
شش دگر را شش روز کون بود بها
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
به سال عمرم: به اندازهٔ عمر، برابر با سالهای عمرم؛ خاقانی در سن ۲۴ سالگی قصیدهای در مدح اتسز بن محمد خوارزمشاه سروده و به حضرت خوارزم فرستاد، بدین مطلع:
هین که به میدان حسن رخش برافکند یار
بیش بهاتر ز جان نعلبهایی بیار
(دیوان، ص۱۷۸)
رشیدالدین وطواط که دبیر اتسز خوارزمشاه بود، قصیدهای مشتمل بر ۳۱بیت در مدح خاقانی گفت و نزد او فرستاد؛ پس از یک سال، یعنی در ۲۵ سالگی، خاقانی این قصیده را در مدح وطواط سرود(نک به ابتدای همین قصیده)
شش روز اکون: اشاره است به آفرینش جهان در شش روز که در تورات «سفر پیدایش» و در چندین جای قرآن بدآن اشاره شده است؛ از جمله: آیهٔ۷ سورهٔ هود:
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
ﻭ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺶ روز ﺁﻓﺮید.
معنی: بیستوپنج گوهر از سیویک گوهر را با سالهای عمر خودم خریدم و شش گوهر باقیمانده برابر با شش روز خلقت بود.
@khaghanieshervani