شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۳ …۱۲. از این سراچۀ آوا و رنگ پی بگسل. به ارغوان ده رنگ و به ارغنون آوا …🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
قصیدهٔ۳
۱۲. از این سراچۀ آوا و رنگ پی بگسل
به ارغوان ده رنگ و به ارغنون آوا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
سراچۀ آوا و رنگ: خانۀ کوچک پر از آواز و رنگ و ظاهرسازی، کنایه از دنیا.
ارغوان" در زبان عربی ارجوان، درختی است دارای گلهای قلوهای شکل، گلهای قرمز ارغوانیرنگ. پیش از آنکه برگهای درخت ظاهر شود، میشکفد. درخت ارغوان از تیرۀ پروانهواران و سردستۀ ارغوانیهاست و ارتفاع آن از پنج تا ده متر میرسد. (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی، غلامحسین رنگچی، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، 1372)
ارغنون: مأخوذ از کلمۀ یونانی (organon) از بزرکترین و قدیمیترین سازهای جهان است. کاتلین شله در کتاب تحقیق در پیدایش ارغنون در دوران باستان قسمتهای اصلی ارغنون را چنین ذکر میکند: ۱. مقداری لوله یا نی به اندازههای مختلف.
۲. وسیلهای برای ذخیره کردن هوا و دمیدن در لولهها برای ایجاد صوت.
۳. تعبیه کلیدهایی برای ایجاد نظم در دمیدن لولهها بنا به دلخواه، که در مجموع، ساز ارگ را به وجود آورده است. در نفایس(73-109) ذکر میکند که آلات بادی یا به نفس و دم انسانی نغمه را تولید میکنند؛ مانند حلق، سرنای، نای و یا به غیر نفس انسانی مانند ارغنون.
در زبان یونانی به معن آلت ساز آمده و نظریات متفاوتی دربارۀ پیدایش آن وجود دارد. (واژهنامۀ موسیقی ایران زمین، مهدی ستایشگر، انتشارات اطلاعات، تهران، 1374) بین «ارغنون» و «ارغوان» جناس شبهاشتقاق است.
معنی: از این دنیای پر از آواز و رنگ(ظوهر دنیا) بگذر و رنگ را که مجاز است، به ارغوان و آواز را که قیل و قال است، به ارغنونواگذار. یعنی تو فراتر از آنی که اسیر اینها شوی.
@khaghanieshervani