شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۵..۲. جهدی بکن، که زلزلهٔ صور دررسد. شاه دل تو کرد بود کاخ را رها
قصیدهٔ۵
۲. جهدی بکن، که زلزلهٔ صور دررسد
شاه دل تو کرد بوَد کاخ را رها
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
صور: بوق و شاخ حیوان که آن را مینوازند. (نک: قصیدهٔ۴؛ بیت۳۸)
زلزلهٔ صور: لرزش و حرکت سخت زمین پس از دمیدن صور اسرافیل که هنگام قیامت رخ خواهد داد. اشاره است به آیهٔ اول سورهٔ حج: یٰا ایَّها الناسُ اتَّقُوا رَبَّکُم إنَّ زَلزلَةَ السَّاعَةِ شَیءٌ عَظیمٌ.
ای مردم، از پروردگارتان بترسید که زلزلهٔ قیامت حادثهٔ بزرگی است.
کاخ: استعاره از تن و جسم.
معنی: جهدی کن تا قبل از فرارسیدن مرگ و برپاشدن قیامت، شاه دل را از کاخ تن رها کنی تا به مصداق «موتوا قبل أن تموتوا» به ترک علایق و خواهشهای نفسانی نایل شوی و به حیات ابدی و جاودان برسی.
@khaghanieshervani