شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیده۱. در توحید و موعظه و مدح و حضرت خاتم الانبیا صلوات الله علیه..۱
قصیده۱
در توحید و موعظه و مدح و حضرت خاتم الانبیا صلوات الله علیه
۱. جوشن صورت برون کن، در صف مردان درآ
دل طلب، کز دارِ ملکِ دل توان شد پادشا
🍃🍃
جوشن: زره و لباس جنگی، در قدیم نشانهٔ شجاعت و پهلوانی آن بود که در میدان رزم جوشن و زره را از تن بیرون میآوردند و مردان جنگی پوشیدن جوشن را نشانهٔ ترس میدانستند؛ چنانکه در مثنوی مولوی داستان حمزة بن عبدالمطلب، عموی پیامبر(ص)، که مدتی در جنگها بیجوشن میرفت، آمده است.
اندر آمد حمزه چون در صف شدی
بیزره سرمست در غزو آمدی
سینه باز و تن برهنه پیش پیش در فکندی در صف شمشیر خویش
(دفتر سوم، ابیات ۳۴۱۹ و ۳۴۲۰)
و خاقانی در جای دیگری میگوید:
دیدهٔ ظاهر بدوز، بارگه آنگه ببین
جوشن صورت بدر، معرکه اینک درآ
(دیوان، ۳۵)
جوشن صورت: اضافهٔ تشبیهی، زره ظاهر و لباس ریایی
مردان: مردان خدا و اهل دل، عارفان.
خاقانی در جای دیگر میگوید:
در صف مردان بیار قوّت معنی، از آنک
در ره صورت یکی است مردم و مردم گیا
(دیوان،۳۵)
دل طلبیدن: در جستجوی حقیقت و معرفت بودن
دار ملک دل: اضافهٔ تشبیهی، مرکز و سرای دل.
معنی: صورت و عالم ماده را رها کن و در ردیف مردان خدا و اهل دل درآ که از مرکز دل میتوانی به پادشاهی هر دو عالم برسی.
@khaghanieshervani