قصیدهٔ۴..۱۲. بر آستانهٔ وحدت سقیم خوشتردل. به پالکانهٔ جنت عقیم به حورا

قصیدهٔ۴

۱۲. بر آستانهٔ وحدت سقیمْ خوشتردل
به پالکانهٔ جنّت عقیم بِه حورا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
آستانهٔ وحدت: اضافهٔ استعاری، درگاه و حضرت توحید و یکتایی.
سقیم: بیمار.
پالکانه: ایوان و بام بلند، دریچهٔ مشبّک در دیوار که بدان وسیله به بیرون نگرند.
حورا: زیبارویی که موی و چشمی سیاه و پوستی سفید دارد و یا زیباچشمی که سیاهی چشمان او کاملا سیاه و سفیدی آن کاملا سفید است. زن زیباروی بهشتی. جمع آن حوراست.
بین «عقیم» و «سقیم» جناس لاحق و نیز بیت دارای صنعت ترصیع است.
مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول.

معنی: همان‌گونه که در بهشت عقیم و نازا بودن فرشتگان و ملائکه نکوست. در مقام بارگاه الهی نالان و بیمار بودن دل نیز خوشتر است. (چون ناپاکی در بهشت نیست، در آنجا فرشتگان زاد و ولد ندارند.)

@khaghanieshervani