🌲شروع قصیدهٔ چهارم🌲.. در ستایش خاتم‌النبیین (ص) و حکمت و موعظه و ترک و تجرید

🌲شروع قصیدهٔ چهارم🌲

در ستایش خاتم‌النّبیّین (ص) و حکمت و موعظه و ترک و تجرید

وزن: مفاعلن/ فعلاتن/ مفاعلن/ فعلن (بحر مجتثّ مثمّن مخبون محذوف)


قصیدهٔ۴

۱. سریر فقر تو را سر کشد به تاج رضا
تو سر به جَیب هوس درکشیده، اینت خطا!

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
سریر فقر: اضافهٔ تشبیهی، تخت فقر و درویشی که یکی از مقامات عرفانی است. و برخی آن را فناء‌فی الله و اتحاد قطره با دریا دانسته‌اند. فقر در اشعار خاقانی بیشتر همین معنای صوفیانی را دارد؛ یعنی نیازمندی کامل به خداوند و بی‌نیازی از خلق که ناظر است به حدیث: الفَقرُ فَخریٖ وَ بِهِ اَفتَخِرُ (احادیث مثنوی، بدیع‌الزمان فروزانفر، ص۲۳)
تو را سر: سر تو را.
رضا: خشنودی، خشنود شدن، و آن برداشتن کراهت و ثمرهٔ محبت است.
تاج رضا: اضافهٔ تشبیهی، تاج قناعت و خرسندی، راضی بودن.
جیب هوس: اضافهٔ تشبیهی، گریبان هوا و هوس و خواهش نفسانی.
سر در کشیدن: سر پایین انداختن، سر فروبردن.
اینت: شبه‌جمله، از ادات تحسین و تعجّب است.

معنی: مقام فقر محمدی بر سر تو تاج خرسندی و رضایت می‌گذارد؛ ولی تو در هوا و هوس سر فروبرده‌ای.
شگفتا از این خطا!

@khaghanieshervani