قصیدهٔ۳..۷۰. ور او به راحت و، من در مشقتم، چه عجب؟!. که هم زمین بود آسوده و، آسمان دروا

قصیدهٔ۳

۷۰. ور او به راحت و، من در مشقّتم، چه عجب؟!
که هم زمین بوَد آسوده و، آسمان دروا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
آسوده بودن زمین: مراد ساکن بودن زمین است بر اساس نظر بطلمیوس درهیئت قدیم.

دروا: سرگشته و حیران، سرآسیمه، معلّق در میان هوا، سرنگون و نگونسار.
-------------------------

۷۱. سخن بِه است که مانَد زِ مادر فکرت
که یادگار هم اسما نکوتر از اسما

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
مادر فکرت: اضافهٔ تشبیهی، مادر تفکّر و اندیشه‌.
اسما: نام معشوقهٔ سعد و او را اسمای بنت اسما گویند. وی از مادر خود زیباروتر بود.
مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول.

معنی: همان‌گونه که از اسما دختر زیبارویی چون اسمازاده می‌شود، شایسته است که از مادر زیبای تفکّر و اندیشه نیز فرزند سخن متولّد گردد؛ یعنی شایسته است که سخن همراه با اندیشه باشد.

@khaghanieshervani