شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۴..۱۹. زری که گوی گریبان جبرئیل سزد. رکاب پای شیاطین مکن، که نیست سزا
قصیدهٔ۴
۱۹. زری که گوی گریبان جبرئیل سزد
رکاب پای شیاطین مکن، که نیست سزا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
گوی گریبان: تکمهٔ یقه، تکمهٔ گریبان جامه.
بین «گوی گریبان» و «رکاب پا» تضاد معنایی است.
-------------------
۲۰. چو گل مباش که هم پوست را کفن سازی
چون لاله، باری، اول ز پوست بیرون آ
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
از پوست بیرون آمدن: کنایه از ترک تعلقات کردن و از حجاب و مانع گذشتن. شاعر در جای دیگر دیوان به «از پوست بیرون آمدن لاله» اشاره میکند:
لاله مِی خورد که از پوست برون رفت، تو نیز
لالهخوردم کن و از پوست برون آر مرا
(دیوان خاقانی: ۴۰)
معنی: گل سرخ داری گلبرگهای فراوانی است و خاقانی گلبرگهای آن را همانند پرده و حجابی تصور کرده است و میگوید: مانند گل سرخ به دور خود پرده و حجابی مکش و چون گل لاله باش که یک گلبرگ بیش ندارد و آن تمام وجود او را شامل میشود.خاقانی این تصویر زیبای شاعرانه را در غزلی زیبا بیان میدارد:
عشق میخواهد که چون لاله برون آیم ز پوست
من چوگل بودم درون پیرهن بر من گرفت
(دیوان: ۵۷۰)
@khaghanieshervani