قصیدهٔ۱، مطلع دوم..۲۰. کار من بالا نمی‌گیرد در این شیب بلا. در مضیق حادثاتم بستهٔ بند عنا

قصیدهٔ۱، مطلع دوم

۲۰. کار من بالا نمی‌گیرد در این شیب بلا
در مضیق حادثاتم بستهٔ بند عنا

🍃🍂🍃🍂
بالا گرفتن: کنایه از رونق یافتن، ترقی کردن
شیب بلا: نشیب و سرازیری بلا، کنایه از دنیا، شاعر اشاره‌ای به شروان، مولد خود دارد. رک(۴/۶۹)
مرا ز خطه شروان برون فکنی ملکا
که فُرضه‌ای است در او صد هزار بحر بلا

مضیق حادثات: تنگنای حوادث و پیشامد‌های بد.
عنا: رنج و زحمت.
واژهٔ «بال»ا در معنی بلندی (در این‌جا به معنی اعتلاست) با «شیب» ایهام تضاد دارد.
------------------

۲۱. می‌کنم جهدی کز این خضرای خذلان بگذرم
حبذا روزی که این توفیق یابم حبذا!

🍃🍂🍃🍂
خضرای خذلان: سبزجای پستی، کنایه از آسمان و جهان. همچنین می‌تواند ایهام به محیط زندگی خاقانی، شروان، باشد.
حبذا: از افعال مدح عربی. در فارسی قید است؛ به معنی نیکا، خوشا و زه.
توفیق: عنایت و لطف حق، یکی شدن خواست بنده با خواست و فضای الهی.

@khaghanieshervani