قصیدهٔ۹..۳۳. که او به پنج انامل به فتح باب سخن. ز هفت کشور جانم ببرد قحط و وبا

قصیدهٔ۹

۳۳. که او به پنج انامل به فتح باب سخن
ز هفت کشور جانم ببرد قحط و وبا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
انامل: جمع انمله، سرانگشتان.
فتح باب: (نک به قصیدهٔ۵؛ بیت۳۴)
هفت کشور جان: اضافهٔ تشبیهی، هفت اقلیم جان، تمام و سراسر جان. (نک به قصیدهٔ۷؛ بیت۲۷)
وبا: وبا را بیماری عام و مرگامرگی نیز گفته‌اند.
«معنی وبا آن بود که جوهر هوا گنده گردد و چون جوهر هوا‌ گنده گردد، موتان آرد و بیماری‌های وبایی بسیار گردد.» (هدایة‌المتعلمین فی‌الطب، ۱۴۷)
معنی: شاعر در توصیف شعر رشیدالدین وطواط گفته است که: جانم از برای خواستن آب از خشکسال زمان در پناه او گریخت و او با پنج انگشت خود شعری نوشت و باران لطفی جاری کرد که قحطی و وبا را از سراسر وجودم برد. خاقانی به این اعتقاد قدما که وبا را نتیجهٔ فساد هوا می‌دانستند و چارهٔ آن را بارش باران‌های شدید می‌پنداشتند، اشاره می‌کند.

@khaghanieshervani