شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۷..۶۹. مریم طبعش نکاح یوسف طبع تو بست. مریمی با حسن یوسف، نی چو یوسف کمبها،
قصیدهٔ۷
۶۹. مریم طبعش نکاح یوسف طبع تو بست
مریمی با حسن یوسف، نی چو یوسف کمبها،
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
مریم طبع و یوسف وصف: اضافهٔ تشبیهی، شاعر طبع خود را در تازگی به مریم و وصف ممدوح را به یوسف نجّار مانند کرده است؛ همانگونه که مریم با یوسف نجّار پیمان بست، طبع شاعر نیز با وصف ممدوح آمیخته است.
یوسف: در مصراع اول تلمیح است به یوسف نجّار که قبل از ظاهر شدن جبرئیل بر مریم، او را به عقد خود درآورده بود. در انجیل متی فصل دوم چنین آمده است: «چون خواستگاری کرد مادر یوسف، مریم را جهت یوسف، پیش از آنکه یوسف مریم را ببیند، معلوم شد که مریم حامله است از روحالقدس و یوسف چون مردی بود عابد و صدّیق و نمیخواست که مشهور شود قصّهٔ مریم، که خواست که او را طلاق گوید پنهان. وقتی که یوسف در این فکر بود، به خواب رفت و در خواب فرشته از پروردگار بر او ظاهر شد، گفت: ای یوسف بن داوود، مترس اینکه بگیری مریم را که خواستگاری کردهای؛ به درستی که طفلی که در شکم مریم است، از روحالقدس است و زود باشد که بزاید پسری و نام کنی او را یسوع؛ زیرا که آن پسر خلاص میکند امت خود را از گناهان. و کار مریم چنین شد تا تمام شود و به عمل آید آنچه از جانب پروردگار. خبر داده بود پیغمبری و فرموده بود که زود باشد که دختر باکره حامله شود و بزاید پسری و نامیده شود پسر عمانوئیل و معنی آن این است که خدا با ماست. چون یوسف بیدار شد، کرد آنچه فرشتهٔ پروردگار نموده بود و گرفت مریم زوجهٔ خود را و نزدیک او نرفت تا زایید مریم پسری با آنکه باکره بود و نامید یوسف فرزند را یسوع. (ترجمهٔ اناجیل اربعه، ترجمه، تعلیقات و توضیحات میر محمدباقر بن اسماعیل حسینی خاتونآبادی، به کوشش رسول جعفریان، تهران: انتشارات نقطه، ۱۳۷۵، ص۷۰)
نی چو یوسف کمبها: مراد یوسف نجٌار است که در برابر یوسف پیامبر ارزشی ندارد و نیز اشارهای است به داستان حضرت یوسف که برادرانش او را در چاه انداختند و کاروانی که از آن منطقه عبور میکرد، غلام خود را در طلب آب بر سر چاه فرستاد، چون غلام دلو را در چاه انداخت، یوسف در دلو نشست و بیرون آمد. کاروانیان یوسف را با خود بردند. برادران متوجه شدند و به رئیس کاروان، مالک دعر یا ذعر، رجوع کردند و گفتند: یوسف بندهٔ ماست که گریخته است و او را به هفده درهم فروختند و مالک دعر از ایشان خطّی مبنی بر فروش یوسف گرفت. در قرآن آیهٔ ۲۰، سورهٔ یوسف(۱۲) آمده است: و شَرَوهُ بِثَمَنٍ بَخسٍ دَراهِمَ معدودَةٍ، او را به بهای اندک به چند درهم فروختند(فرهنگ تلمیحات، سیروس شمیسا)
معنی: طبع بکر خاقانی با توصیف تو پیوند بسته است؛ پس چنین قریحهای که در زیبایی به یوسف پیامبر میماند، شایسته نیست که مانند یوسف نجّار کمبها باشد.
@khaghanieshervani