قصیدهٔ۸..۵۶. ز سرگین خر عیسی ببندم. رعاف جاثلیق ناتوانا

قصیدهٔ۸

۵۶. ز سرگین خر عیسی ببندم
رُعاف جاثلیق ناتوانا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
خر عیسی: الاغی بود که آن حضرت بر آن سوار می‌شد و به هنگام مسافرت و سیاحت انجیل بر او بار می‌کرد. در انجیل آمده است: و چون نزدیک اورشلیم رسیده، وارد بیت فاجی نزد کوه زیتون شدند، آنگاه عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، بدیشان گفت: در این قریه‌ای که پیش شماست، بروید و در حال، الاغی با کرّه‌اش بسته خواهید یافت، آن‌ها را باز کرده نزد من آورید... پس شاگردان رفته آنچه عیسی بدیشان امر فرمود، به عمل آوردند و الاغ را با کرّه آورده، رخت خود را بر آن‌ها انداختند و او بر آن‌ها سوار شد. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)
رعاف: رفتن و روان شدن خون از بینی، خون دماغ شدن، سابقا با دود گرفتن سرگین خر آن را معالجه می‌کردند.
ابن سینا گوید: «داروهایی که در بند آوردن خونریزی بینی و ریشه‌کن کردن آن خاصیت ویژه دارند؛ به ترتیب اولویت از. این قرارند: سرگین الاغ، آب ریحان کوهی، آب نعناع...، افشرهٔ سرگین تر الاغ بسیار اثربخش است.» (فرهنگ اصطلاحات طبی در ادب فارسی، علی اکبر باقری خلیلی، دانشگاه مازندران)
جاثلیق: رهبر اسقف‌ها، پیشوای عیسوی

معنی: می‌توانم به وسیلهٔ سرگین خر عیسی(ع) خون بینی جاثلیق ناتوان را درمان کنم.

@khaghanieshervani