قصیدهٔ۴..۲۸. به بوی بود دوروزه چرا شوی بدرنگ؟!. که بدو حال، محال است و، مهر کار، فنا

قصیدهٔ۴

۲۸. به بوی بودِ دوروزه چرا شوی بدرنگ؟!
که بدْو حال، محال است و، مُهر کار، فنا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
بو: امید و آرزو.
بدرنگ شدن: متغیّر و بدحال شدن. مولانا می‌گوید:

چون مزاج آدمی گلخوار شد
زرد و بدرنگ و سقیم و خوار شد
(مثنوی، دفتر سوم، بیت۴۴)

بدوکار: ابتدا و آغاز کار.
محال بودن: باطل و خطا و پوچ بودن.
مهرکار: پایان و ختم کار.
بین «بو» به معنی «رایحه» که در اینجا مراد نیست، با «رنگ» ایهام تناسب و بین «بود» و «بوی» جناس مطرّف و نیز بین «حال» و «محال» جناس مزید است.

@khaghanieshervani