شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۳..۵۲. زبان در آن دهن پاک گوییا که مگر. میان چشمهٔ خضر است ماهیی گویا
قصیدهٔ۳
۵۲. زبان در آن دهن پاک گوییا که مگر
میان چشمهٔ خضر است ماهیی گویا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
مگر: قید تأکید، حتماً
چشمهٔ خضر: چشمهٔ آب حیات، در اعتقادات اسلامی چشمهٔ آب زندگانی است که هرکس از آن بخورد یا تن در آن بشوید، آسیبناپذیر و جاودانه خواهد زیست. اسکندر در جستجوی این آب ناکام ماند و خضر از آن نوشید و جاودانه شد؛ به همین جهت گاهی از این چشمه به آب خضر و چشمهٔ خضر یاد شده و به مناسبت پارهای در آثار برخی از شاعران با جامجم اختلاط و اقتران یافته است. برخی آب حیات را علم لدنّی و معرفت حقیقی دانستهاند که خاصّهٔ انبیا و اولیاست. (فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی)
ماهی گویا:در روایت آمده است که موسی (ع) برای دیدار یکی از اولیا خدا به راه افتاد. با او ماهی خشکشده و غلامی بود و برخی او را یوشع بن نون دانستهاند. خداوند به موسی (ع) فرمود: هرکجا این ماهی زنده شد، شخص مقصود تو در آنجاست و به حاجت خود رسیدهای. موسی (ع) به صخرهای رسید که در آنجا آب حیات بود و چون ماهی با آن آب تماس یافت، زنده شد و به دریا رفت. در آیهٔ ۶۱ سورهٔ کهف اشاره شده است(فرهنگ تلمیحات)
شاعر در این بیت دهان پاک پیامبر (ع) را به چشمهٔ خضر مانند کرده است که حیات جاودانه میبخشد، و زبان ایشان را از آن جهت که در آن قرار دارد، به ماهی؛ اما ماهیای که گویا و سخنور است؛ ولی خاقانی ماهی را در جاهای دیگر بریده و کندزبان میداند.
معنی: همچنانکه ماهی موسی را به جایگاه خضر برد و راهنمایی کرد، زبان(ص) نیز سبب هدایت و راهنمایی مردم است.
@khaghaniesher