شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۷..۲. این چه موکب بود یارب کاندر آمد تازیان. بارگیرش صبحدم بود و جنیبتکش صبا!
قصیدهٔ۷
۲. این چه موکب بود یارب کاندر آمد تازیان
بارگیرش صبحدم بود و جنیبتکش صبا!
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
موکب: گروه سواران بسیار که در رکاب پادشاه برای شوکت و حشمت میروند، حشمت و جلال و شکوه، استعاره از بوی زلف که در بیت قبل آمده است.
تازیان: صفت فاعلی، تازنده، تاخت کننده.
بارگیر: اسب و شتر و امثال آن باشد از برای بار کردن و سواری، هودج، عماری.
جنیبتکش: یدککش، کسی که اسب یدک و کتل را میکشد، کنایه از بنده و غلام.
نک: (قصیدهٔ۲؛ بیت۴۲)
صبا: نسیم خوشی که به هنگام صبح در فصل بهار میوزد و سبب شکفتن گلها و گیاهان میگردد و پیامآور عاشقان است.
@khaghanieshervani