قصیدهٔ۷..۳. در میان جان فروشد، بر در دل حلقه زد. از بن هر موی فریادی برآمد کاندر آ

قصیدهٔ۷

۳. در میان جان فروشد، بر در دل حلقه زد
از بن هر موی فریادی برآمد کَاندر آ

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
حلقه بر در زدن: در کوفتن و طلب فتح باب کردن، در قدیم درهای منازل دارای حلقه و چکش بود که آشنا حلقهٔ در را می‌کوفت و غریبه چکش را به صدا در می‌آورد؛ به طوری که خاقانی در جای دیگر دیوان به این موضوع اشاره می‌کند:
دوش نسیم سحر بر در من حلقه زد
گفتم: کان کیست؟ گفتم: قاصدی‌ام آشنا.
(دیوان، ۳۷)

از بن: از ریشه و اصل.
از بن هر موی: کنایه از همهٔ ذرات وجود و از صمیم دل.

@khaghanieshervani