قصیدهٔ۳..۲۶. به صور نیم‌شبی درفکن رواق فلک. به ناوک سحری برشکن مصاف قضا

قصیدهٔ۳

۲۶. به صور نیم‌شبی درفکن رواق فلک
به ناوک سحری برشکن مصاف قضا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
صور: بانگ و آواز؛ اسرافیل به هنگام رستاخیز در صور می‌دمد و مردگان از گور برمی‌خیزند. صور شاخی است عظیم که دایرهٔ آن از پهنای آسمان و زمین فراخ‌تر است و اسرافیل لب بر آن نهاده و منتظر فرمان الهی است. طبق روایتی بسیار مفصّل وی سه بار در صور می‌دمد. نخستین را نفخهٔ فزع می‌گویند که از اثر آن کوه‌ها به شتاب در حرکت در می‌آیند و زمین چون کشتی گرانباری بر روی آب به گردش می‌افتد و جهان دگرگون می‌شود. دومین، نفخهٔ صعق نام دارد که مردم و هر زنده‌ای در آسمان و زمین می‌میرند و جز خدا هیچ‌کس باقی نماند، تا بدان‌جا که ملک‌الموت نیز جان می‌سپارد؛ سومین را نفخهٔ بعث می‌نامند که بر اثر آن جان به سوی ابدان بازمی‌گردد و مردگان از گور برمی‌خیزند و به سوی موقف و صحرای محشر رانده می‌شوند؛ اما در روایات دیگری برای اسرافیل دو صور ذکر شده است: صور اول قبل از قیامت، که به وسیلهٔ آن همه چیز نابود می‌شود (آیهٔ ۶۸ سورهٔ زمر).
و صور دوم که با آن همهٔ مردگان زنده می‌شوند (آیهٔ ۵۱ سورهٔ یس).

صور نیم‌شبی: استعاره از ناله‌های شبانه.
رواق فلک: اضافهٔ تشبیهی، ایوان و سقف آسمان.
ناوک: تیر کوچک.
ناوک سحری: استعاره از دعای سحرگاهی، آه سحری.
مصاف: جمع مصفّ، محل صف زدن، میدان جنگ.
مصاف قضا: استعارهٔ مکنیه.
«قضا» در آخر این بیت و ابتدای بیت بعد صنعت ردّالعجز علی الصدر است.

@khaghanieshervani