قصیدهٔ۵..۲۹. در قمرهٔ زمانه فتادی به دستخون. وامال کعبتین که حریفی است بس دغا

قصیدهٔ۵

۲۹. در قمرهٔ زمانه فتادی به دستخون
وامال کعبتین که حریفی است بس دغا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
قمرهٔ زمانه: اضافهٔ تشبیهی، قمارخانهٔ زمانه و روزگار.
دستخون: اصطلاح قمار در بازی نرد، بازی آخر نرد است و آن زمانی است که کسی همه چیز خود را باخته باشد و چون چیزی برایش نمانده، گرو بر سر یکی از اعضای بدن خویش یا سر خود می‌بندد. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)
وامالیدن: مالش دادن، به هم مالیدن.
کعبتین: دو طاس شش‌پهلوی استخوانی بازی نرد که بر هر طرف آن خال‌هایی زده شده که مجموع دو طرف آن هفت می‌شود. کعبتین با اینکه به صورت مثنّاست، از قدیم به سه طاس اطلاق می‌شده و همیشه با سه طاس بازی می‌کرده‌اند.
کعبتین وامالیدن: کنایه از تلاش کردن در بازی قمار برای آوردن نقش مناسب، آوردن نقشی که بتواند نقش حریف را باطل کند و او را مغلوب سازد.
دغا: حیله‌گر و مکار.

معنی: در قمارخانهٔ روزگار همه چیزت را باختی و به نابودی رسیدی، پس با اوردن نقش مناسب نقش حریف را باطل کن؛ زیرا حریف تو بسیار حیله‌گر و مکار است.

@khaghanieshervani