شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4
قصیدهٔ۹..۴۱. کمانگروههٔ گبران ندارد آن مهره. که چارمرغ خلیل اندرآورد ز هوا
قصیدهٔ۹
۴۱. کمانگروههٔ گبران ندارد آن مهره
که چارمرغ خلیل اندرآورد ز هوا
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
کمانگروهه(کمانگلوله): نوعی کمان که با آن گلوله و مهرهٔ گلین اندازند.
گبران: در این بیت مرده را بدو نشان دهند تا به اطمینان او افزوده شود. «یا ابراهیم چهار مرغ بگیر و بکش و پارهپاره کن؛ پس بر ،سر هر کوهی پارهای بنه، آنگاه بخوان ایشان را تا نزدیک تو آیند، پس به کوه لبنان شد و چهار مرغ بیاورد: بط، طاووس، زاغ و خروه(خروس) و هر چهار را بکشت و چهار پاره کرد و با یکدیگر آمیخت و مخالف آن گوشتها از هر مرغی یکپاره به چهار کوه بر سر هر کوهی پارهای بنهاد و خود تسبیح همیکرد؛ آنگاه بخواند ایشان را، هر چهار برخاستند و بیامدند به نزدیک ابراهیم و هفت بار گرد ابراهیم بگشتند و میگفتند: لا اله الا الله، محمد رسول الله.» (قصصالانبیای نیشابوری، ص۷۴)
در آیه۲۶۰ سورهٔ بقره به این موضوع اشاره شده است.
مولای رومی این داستان را در مثنوی، با لطایف عرفانی در دفتر پنجم از بیت ۳۱ تا ۴۳ بیان کرده است.
شاعر مدعیان خود را به کافر و خود را به خلیل مانند کرده است.
معنی: مدعیان من آن توان و قدرت را ندارند که شعر مرا از آسمان به حضیض آورند و بر خاک افکنند.
@khaghanieshervani